انگيزه هاي كاربران در فضاي چت
انسيه افتخاري
درس : جامعهشناسي اوقات فراغت
مقدمه
در نيمه دوم قرن نوزدهم سرمايهداري در كشورهاي اروپاي غربي وارد مرحله امپرياليسم گرديد. بهرهكشي از نيروي كار و كارگر و كارشناسان صنعتي بيشتر و پيچيدهتر، خستهكنندهتر و زجرآورتر گرديد. شهرها انباشته از جمعيت شدند. تنگناها و مشكلات شهري روزبهروز اشكارتر گرديد و محيطهاي زيست شهري آلودهتر و جانفرساتر شدند.
در نتيجه از اواسط قرن نوزدهم كارگران به واسطه مشكلات صنعتي و شهري آغاز به انقلاب كردند و برخي از مطالبات آنها پذيرفته شد. كاهش ساعات كار، افزايش اوقات فراغت و تعطيلات هفتگي، تعطيلات ماهانه، تعطيلات فصلي و سالانه.
بنابراين گذران ايام فراغت با گسترش شهرنشيني و توسعه صنعت به صورت يكي از كاركردهاي اساسي زندگي بشر درآمد. هر چند طبق تحقيقات صورت گرفته در سال 354 بعد از ميلاد مسيح در روم 200 روز تعطيل عمومي بود كه در 75 روز مسابقه انجام ميشد اما در هيچ كدام از اين روزها اوقات فراغت به معناي كنوني وجود نداشته است. در آن زمان تعطيلات و مراسم به طور كلي با مراسم مذهبي، اداب و سنن گروه خورده بود. بسياري از اين مراسم، مراسم تنبيههاي اجتماعي بود كه در ملاء عام انجام ميشد. (باري در دوره روميها)
انگيزه هاي كاربران در فضاي چت
انسيه افتخاري
درس : جامعهشناسي اوقات فراغت
مقدمه
در نيمه دوم قرن نوزدهم سرمايهداري در كشورهاي اروپاي غربي وارد مرحله امپرياليسم گرديد. بهرهكشي از نيروي كار و كارگر و كارشناسان صنعتي بيشتر و پيچيدهتر، خستهكنندهتر و زجرآورتر گرديد. شهرها انباشته از جمعيت شدند. تنگناها و مشكلات شهري روزبهروز اشكارتر گرديد و محيطهاي زيست شهري آلودهتر و جانفرساتر شدند.
در نتيجه از اواسط قرن نوزدهم كارگران به واسطه مشكلات صنعتي و شهري آغاز به انقلاب كردند و برخي از مطالبات آنها پذيرفته شد. كاهش ساعات كار، افزايش اوقات فراغت و تعطيلات هفتگي، تعطيلات ماهانه، تعطيلات فصلي و سالانه.
بنابراين گذران ايام فراغت با گسترش شهرنشيني و توسعه صنعت به صورت يكي از كاركردهاي اساسي زندگي بشر درآمد. هر چند طبق تحقيقات صورت گرفته در سال 354 بعد از ميلاد مسيح در روم 200 روز تعطيل عمومي بود كه در 75 روز مسابقه انجام ميشد اما در هيچ كدام از اين روزها اوقات فراغت به معناي كنوني وجود نداشته است. در آن زمان تعطيلات و مراسم به طور كلي با مراسم مذهبي، اداب و سنن گروه خورده بود. بسياري از اين مراسم، مراسم تنبيههاي اجتماعي بود كه در ملاء عام انجام ميشد. (باري در دوره روميها)
در طول دوران مدرن اوقات فراغت معمولاً در مقابل كار تعريف ميشد چرا كه اصولاً در همين مسير هم به وجود آمد. با جنبش كارگري كه منجر به كاهش ميزان ساعتهاي كار ميشد بحث اوقات فراغت و برنامهريزي براي چگونگي گذران آن مطرح شد. تحولات پس از جنگ جهاني دوم و دولتهاي رفاه امكان استفاده از اوقات فراغت را گسردهتر ساخت به طوري كه اين فراغت و صرف آن به صورت جزئي لاينفك از زندگي افراد درآمد. به خصوص كه با تحولات در صنعت ارتباطات مثل به وجود آمدن سينما، راديو، تلويزيونو در دوران اخير كامپيوتر و به دنبال آن اينترنت، انها بخش عمده زمان فراغت افراد را در اختيار خود گرفتند. در اين زمان هنوز فراغت در مقابل كار تعريف ميشد. در واقع فراغت زماني بود كه افراد به كار نميپرداختن كه البته بايد فراغت را زا مفهوم وقت آزاد جدا كرد. چرا كه ما در وقت آزاد خود اعمال بسياري انجام ميدهيم كه ممكن است فراغت نباشد مثل نظافت شخصي، امور خانه، فرزندان و ... اما در دوره جهاني شدن يا مدرنيته متأخر با تغييراتي كه در شرف وقوع است چنين تعريفي از كار و فراغت نميتواند پاسخگوي روابط موجود در سطح جامعه باشد، قبل از آن، وبر، براي بروكراسي اينده تاريكي را پيشبيني كرده بود كه در همه جاي جامعه ايجاد ميشد، اما اكنون بروكراسيها شيوههاي متعادلتري يافتهاند. بعضي از شركتهاي بزرگ مثل مايكروسافت انواع جديدي از روابط بروكراتيك را پديد آوردهاند. در اين شيوهها جدا كردن كار و فراغت و در نتيجه تعريف يكي بر اساس ديگري، مشكل شده است
در دوران جديد فراغت در سطح كل جامعه ايجاد شده است. در حالي كه در دوره باستان يا پيشامدرن فراغت تنها در اختيار قشرهاي فرادست جامعه بود . ”علت اهميت يافتن و همگاني شدن فراغت در قرون اخير همان طور كه اشاره گرديد به طور عمده محصول تحولات اقتصادي – اجتماعي جامعه امروز است.“
نكته مهم ديگر، ارتباط بين اوقات فراغت و وسايل ارتباط جمعي است. به نوعي وسايل ارتباط جمعي فراغت را براي اكثريت جامعه در دسترس قرار دادند و از طريق بعضي از آنها، اوقات فراغت به خانهها راه يافت. به طوري كه اين نوع گذران اوقات فراغت، به صورت جزئي لاينفك از زندگي روزمره افراد شده است. سينما، راديو، تلويزيون، تلفن و بعد از آن كامپيوترها و به دنبال آنها اينترنت، گستره وسيعي از فضاي مجازي را به وجود آوردهاند كه در آن افراد ميتوانند به گذران اوقات فراغت بپردازند. جايي كه عنصر تخيل در آن بسيار مهم است.
كامپيوتر و اينترنت از زمان ظهورشان نقش عمدهاي در ميان مردم – بالاخص جوانان – يافتهاند. كامپيوتر اولين رسانهاي بود كه اين امكان را فراهم ميكرد تا افراد به صورت فعال در گذران اوقات فراغت فعاليت كنند. پيش از آن تلويزيون، راديو، سينما و ... هيچ كدام نميتوانستند امكان فعال بودن و شماركت مخاطب را فراهم كنند، چرا كه اصولاً جنبه يك طرفه داشتند، مخاطبان در توليد هيچ نقش فعالي نداشتند. هر چند كه مخاطبان در دريافت رمزگشايي و تغيير پيام منفعل نبودند و نيستند اما در توليد معنا براي واكنش عملاً نقشي نداشتند، در اين ميان تنها تلفن به عنوان يك رسانه دوسويه امكان ارتباط را فراهم نيكرد.
اما كامپيوتر فضايي را در اختيار كاربر قرار ميدهد كه عليرغم محدود كردن عمل فرد از بعضي جهات، امكان فعال بودن او را نيز فراهم ميكرد. بازيهاي كامپيوتري ، نقاشي و ... هر كدام امكاناتي از انواع مختلف را فراهم ميكردند. از همين زمان بود كه بازار انواع بازيهاي كامپيوتري داغ شد. هماكنون نيز بازيهاي كامپيوتري جايگاه ويژهاي را در ميان افراد به خصوص كودكان و نوجوانان دارا هستند. كيفيت بالاي انيميشنها، امكانات فراوان آنها و... كه از طريق امكانات ديجيتالي ايجاد شده است، رونق اين بازار را فراهم نموده است.
اما حتي در اين عرصه هم مدوديتهاي بسياري براي كنش وجود داشت . در بازي كامپيوتري كاربران در سيستمهاي بازي نميتوانند هيچ تغييري ايجاد كنند همين طور در رنگها، انيميشن ها و .... ظهور اينرتنت به طور كلي اين فضا را تغيير داده است .
اينترنت در زمينه اطلاعرساني. به وجود آوردن يك فضاي تعامل جهاني و همين طور امكان صرف اوقات فراغت و ... يك تحول عمده بود.
بخش نظري:
گيدنز معتقد است: ”هر كنش اجتماعي در برگيرنده ساختاري است و هر ساختاري به كنش اجتماعي نياز دارد. عامليت و ساختار به گونهاي جداييناپذير در فعاليت يا عملكرد جاري بشر در هم شدهاند“ (ريتزر، 1380: 702)
انسان كُنشگر و بازانديشنده نه تنها خودآگاه است بلكه جريان جاري فعاليتها و شرايط ساختاري را نيز بازنگري ميكند. گيدنز بر فراگرد ديالكتكي نظر دارد كه طي آن ساختار و آگاهي ايجاد ميشوند. براي همين است كه او قضيه رابطه عامليت و ساختار را به شيوهاي تاريخي فراگردي پويا در نظر ميگيرد. (همان، 703)
گيدنز با تأكيدش بر عامليت به عوامل انساني قدرت بزرگي ميبخشد. به عبارت ديگر، عوامل مورد نظر گيدنز اين توانايي را دارند كه بر جهان اجتماعيشان تأثير بگذارند. (همان ، 704)
”عوامل بدون قدرت معنايي ندارند، يعني كُنشگري كه گنجايش تأثير گذاشتن را از دست داده باشد در واقع نميتواند عامل باشد.“ (همان ، 704)
فرويد در نظريه روانكاوي خود از سه مفهوم ”خود“ ، ”نهاد“ ، ”فراخود“ استفاده ميكند. ”قدرت“ ”نهاد“ مبين هدف واقعي زندگي موجود زنده منفرد است. ارضا نيازهاي ذاتي موجود زنده. (فرويد، 1382 :8)
”با تشكيل فراخود مقاديري معتنابه از غريزه تعرضجويي ]كه در همه غرايز و اميال نهاد وجود دارند[ در داخل ”خود“ جاي ميگيرند و در آن جا به شكلي خود ويرانگرانه عمل ميكنند. اين يكي از خطراتي است كه در مسير رشد فرهنگي براي سلامت انسانها پيش ميآيد“ (همان، 8) فراخود نشان از نظارت اجتماعي است به نوعي فراخود، جامعهاست كه در درون فرد ظاهر ميشود. در حالي كه نهاد به دنبال دستيابي بيچون و چرا به اميال خود است، فراخود به صورت نامحدودي آن را كنترل ميكند و در اين ميان نقش خود ايجاد تعادل بين نهاد و فراخود است.
”به طور كلي آگاهي حالتي است بسيار ناپايدار. امر آگاه صرفاً براي يك لحظه جنبه آگاهانه دارد.“ (همان، 20) ”يگانه خصيصه عالب در ”نهاد“ ناخودآگاه بودن آن است. ارتباط نهاد با ضمير ناخودآگاه همان قدر تنگاتنگ است كه ارتباط ”خود“ با ضمير پيشآگاه.“ (همان، 23) “ ... خود به دليل تأثير بيوقفه دنياي بيرون از ”نهاد“ منشاء گرفت و به وجود آمد“ (همان، 23)
امر فراخود در حوزه اجتماعي هم وجود دارد به عبارتي هر 3 امر در جامعه نيز نمود پيدا ميكنند. در حالي كه اگر كودكان نتوانند به گونهاي صحيح بر عقده اديپ خود فايق آيند دچار مشكل ميشوند. اين امر در حوزه اجتماعي هم روي ميدهد كه شايد مصداق آن را بتوان در نحوه اجتماعي شدن و جامعهپذيري ديد. به عبارتي اگر اين فرايندها و نظارتهاي اجتماعي به نحو صحيحي دروني نشوند به صورت سركوب اميال در بخش ناخودآگاه ذهن افراد باقي ميمانند و در نهايت به صورت عكس العملهاي مخالف و بيماريهاي دروني يا رفتارهاي آسيبي بروز ميكنند.
فضاي مجازي و اينترنت
شبكه جهاني كامپيوتر ها هم چنين به عنوان شبكه گسترده جهاني شناخته مي شود كه دسترسي آني به تعداد زيادي ازوب سايت هاي انفرادي را فراهم مي كند كه اطلاعات را تقريبا در مورد همه چيز و هر چيز به دست مي دهد ، شامل متن روز نامه ها ، قيمت كالا ها در مغازه هاي تفرجگاهي محلي، آنچه در كتابخانه نگهداري مي شود، قيمتهاي اجناس ،اخبار ورزشي و شايعات ، تحريك كننده هاي جنسي و آنچه اتاق گپ گفته مي شود. (مارشال، 1998)
اينترنت محصول جنگ سرد است.و اساسا توسط دولت ايالات متحده آمريكا در طول دهه 1970 به عنوان وسيله اي براي ا شتراك اطلاعات و حفاظت از اطلاعات در وقايع حمله هسته اي گسترش يافت.در طول دهه 1980 به سرعت ابتدا به سمت شبكه آكادميك تبادل نظر و سپس به عنوان وسيله ـ اي براي ارتباطات الكترونيكي توده هاي قابل دسترس مهم براي هر كسي كه به كامپيوتر شخصي و يك خط تلفن دسترسي داشت افزايش يافت.“ (مارشال، 1998) در واقع در طول جنگ سرد در بخش دفاع ايالات متحده آمريكا آژانس طرح هاي تحقيقاتي پيشرفته (آرپا) شكل گرفت ، كه نمونه اوليه آنچه امروز اينترنت خوانده مي شود با نام آرپا نت در آنجا طراحي شد.” در سال 1995 تقريبا يك ميليون نفر از شبكه استفاده مي كردند دو سال بعد اين رقم به حدود 4 ميليون نفر رسيد. بين سال هاي 1993 و 1997 ميزان صفحه هاي در دسترس در شبكه از حدود 13000 به بيش از 3 ميليون صفحه رسيد.“( ديكشنري آكسفورد) ” تعداد كل بهره گيران از اينترنت تا سال 1999 بين 150 تا 180 مليون نفر برآورد شده است.و پيش بيني مي شود تا سال 2005 تعداد بهره گيران از اينترنت به يك ميليارد نفر برسد.“ ( اسلوين ،1380 : 38)
بحث مي شود كه اينترنت بزرگترين و مهم ترين توسعه تكنولوژيكي در قرن بيستم است ، در مقياس اهميت گفته مي شود به اندازه اختراع چاپ يا حتي الكتريسيته مي رسد.(ديكشنري آكسفورد)
اصطلاح فضاي مجازي اولين بار در كتاب ويليام گيبسون (1984)مطرح شد .منظور گيبسون از بهكارـگيري اين اصطلاح ارايه تصويري بحراني و پليد شهري از آينده اي نزديك بود. (ميردامادي، 1380)
فضاي سيبرنتيك :”رسانه و وسيله اي الكترونيك متشكل از شبكه هاي رايانه اي است كه در آن ارتباط زنده بين افراد امكان پذير مي شود.فضاي سيبر نتيك تركيبي از اعمال فرهنگي و پيشرفت هاي تكنولوژيك كه با همانند يابي فضاي شهري مكاني براي تعامل و ارتباط اجتماعي فراهم ميكند.“ (ميردامادي، 1380)
”در فضاى اينترنتى و مجازى به خصوص اتاق هاى گپ اين امكان وجود دارد كه افرادى كه يكديگر را نمى شناسند با يكديگر به صورت گپ دو نفره يا كنفرانس گروهى بر خورد كرده ، آشنا شوند و پس از آن وارد روابط عميق تر عمومى يا خصوصى شوند.“ (ميردامادي، 1380 )
فضاي اينترنتي اين امكان را مي دهد كه افراد خود را در آن شرايط و با آن ويژگي هايي كه مي خواهند به ديگران عرضه كنند ، در نتيجه آن چه را كه ميتواند باعث پيشداوري منفي نسبت به آنها بشود را بيان نمي كنند ودر عين حال هر آنچه را كه بخواهند با آن شناخته بشوند را بيان مي كنند.
موضوع ديگر در باب كنترل اجتماعى و هنجار هاي اجتماعي است. فضاي مجازي محيطي بدون كنترل اجتماعي است كه غير از قواعد كلي استفاده از آن و رعايت نكات اخلاقي كه هر كاربر بايد از آن اطاعت كند ساير هنجارها و قواعد اجتماعي خاص در آن دخالتي ندارد،در نتيجه كاربران فضايي مي يابند كه مي توانند بدون نظارت اجتماعي فضاهاي مختلف را كه در فضاي اجتماعي ممنوع هستند يا با نظارت اجتماعي مواجه هستند، امتحان مي كنند .
چت روم :” در فضاي اينترنت صحبت و گفتگو بين دو يا چند نفر به كمك خدمت چت ممكن است . دو يا چند نفر كه به اينترنت متصل هستند با استفاده از برنامه مخصوص اين كار مي توانند به گپ زدن بپردازند.بسته به نوع رايانه طرفين و كيفيت ارتباط آن ها با اينترنت اين گپ زدن مي تواند به صورت تايپ كردن متن از سوي شخص و مشاهده آن توسط ديگري ، مكالمه صوتي از طريق شبكه و در نوع پيشرفته مشاهده تصوير ويديوي يكديگر به صورت زنده باشد.سرعت بالا در برقراري ارتباط ،بي نيازي از حضور فيزيكي افراد در كنار يكديگر (عدم وابستگي به مكان ) و هزينه پايين را مي توان از مزاياي گپ زدن الكترونيكي برشمرد.“ ( ميردامادي، 1380)
ديكشنري آكسفورد جامعه شناسي، چت روم را ” چيزي كه مردم مي توانند با آن با ديگران بصورت زنده در مورد علايق، تفريحات و نگرش هايشان ارتباط برقرار كنند“ تعريف مي كند.( )
ديويد بل ( 2003) معتقد است كه ” فضاي مجازي اكنون براي هزاران گروه از مردم كه با يكديگر براي اشتراك در اطلاعات ،بحث در مورد علايق دو طرفه ،بازي كردن و ادامه دادن شغل ملاقات مي كنند، شده است.بسياري از اين گروه ها هم بزرگ شده اند و هم به خوبي توسعه يافته اند اما بعضي از منتقدان بحث مي كنند كه اين گروه ها اجتماعات واقعي را تشكيل نمي دهند.“
كاربران اينترنتي براي سهولت استفاده در چت نيز اصولي براي خود ساخته اند كه مي تواند در مختصر كردن كمك كند كه اين امر به ارتباط كه بيشتر به صورت نوشتاري است سرعت ببخشد.
الان بر مي گردم brb(be right back )
بعدا بر مي گردم bbl(be back later)
مشكلي نيست (np (no problem)
قاه قاه خنديدن lol
فوري بر مي گردم bbiaf be back in a flash)
خداحافظ tt fn (ta-ta for now)
شوخي كردم jk (just kidding)
خوش آمدي wb (welcome bacle)
اين علايم و اختصارات اگر چه تنوع بسيار مي تواند پيدا كند اما تقريبا به شكل استاندارد و فراگير در اتاق هاي گپ زني صرف نظر از زبان مورد استفاده پيدا مي كنند و به كار گرفته مي شوند. اين اتاق ها اگر چه يك فضاي عمومي محسوب مي شوند اما در بسياري از اين فضاها امكان ارتباط دو به دو وجود دارد.
در هر يك از كانال هاي اختصاص يافته در گفتگو و گپ زني ، اپراتورهايي وجود دارد كه كار سامان دادن به گفتگو و مراقبت از رعايت قواعد و قوانين را بر عهده دارد.فردي كه وارد اين فضا مي شود ملزم به رعايت مقررات است ( براي مثال خودداري از به از به كار بردن كلمات ركيك يا ايجاد مزاحمت براي ديگران و...) در غير اين صورت اپراتور مي تواند فرد مذكور را اخراج كند. البته نكته مهم اين است كه تشخيص فردي كه موجب آزار ديگران را فراهم ميكند معمولاً به عهده خود كاربران است. اين امر به خصوص هنگامي كه گفتوگو به صورت دوطرفه صورت ميگيرد آشكارتر است. به اين معنا كه هنجارها و ارزشهاي درون چت با توافق دو طرف صورت ميگيرد. گرچه در فضايي مثل Yahoo Messenger ، چت داراي اتاقهايي با عنوانها و علايق متفاوت است و كاربر با توجه به علايق خويش ميتواند وارد آنها بشود اما در نهايت ميزان نزديكي نوع گفتمان و شرايط آن را دو طرف ايجاد ميكنند. اما هنگامي كه يك گفتوگوي دوطرفه ايجاد ميشود ولي يكي از طرفين به عقيده ديگري ايجاد مزاحمت ميكند، كاربر ميتواند فرد مزاحم را از دسترسي به سايت خود محروم كند. در اين حالت فرد مورد نظر ديگر نميتواند با اين فرد تماس داشته باشد يا آي-دي او را پيدا كند.
در فضاي «ياهو» انواع متفاوتي از اتاق هاي گپزني موجود است و بر اساس شيوههاي مختلفي تقسيمبندي شده است. تفكيك بر اساس كشورها، زبانها، قومها، اديان، در عين حال انواع مختلف سرگرميها، بازيها و ... كه هر كدام از آنها مي توانند به گروههاي ديگري هم تقسيم شوند، مثلاً در حوزه سرگرمي: تلويزيون، موسيقي و ... وجود دارد و بعد در هر كدام از اين دستهها مي توان تعداد متفاوتي از اتاقهاي گپزني را يافت.
در اين اتاقها دو نوع گفتمان صورت ميگيرد. گفتمان در صفحه اصلي كه بايد در مورد موضوع با عنوان باشد كه در بالاي صفحه آمده است – كه غالباً افراد به آن پايبند نيستند – و دوم گفتمانهاي دو نفره. در اين سايت هر فرد ميتواند بعضي از اطلاعات شخصي فرد مقابل را كه به وي روي سايت قرار داده است ببيند. مثلاً عكس وي، جنس، سن، شغل، علايق و … كه البته براي هر كس متفاوت است.
اينترنت فضايي است كه در آن به صور مختلف امكان بازنمايي امكانات و فضاي شهري وجود دارد، بطوريكه دولت هلند حتي نمونه اي كامل از فضاي شهري را بصورت مجازي بازنمايي كرده است . يكي از مواردي كه در اين بازنمايي ها وجود دارد و به خصوص در ايران امكان بازنمايي آن وجود دارد بحث اوقات فراغت است. ساير زمينه هاي استفاده از امكانات اينترنت به علت محدوديت هايي كه در ايران وجود دارد خيلي قابل استفاده نيستند ، شايد مهم ترين علت آن به نبود بانك هاي بين المللي و عقب ماندگي تكنولوژيكي وابستگي مفرط به صادرات نفتي و دولتي بودن اكثر بخش هاي اقتصادي كه امكان رقابت را در زمينه هاي اقتصادي فراهم نمي كند باشد. در نتيجه نيز هيچگونه تلاشي براي استفاده از امكانات مختلف رقابتي ايجاد نمي شود ، علاوه بر آن ميزان پايين دسترسي مردم در ايران به كامپيوتر و اينترنت به دلايل مختلف نيز باعث مي شود كه در باب مسائل اقتصادي در اين زمينه كمتر سرمايه گذاري شود. در عين حال حتي مراكز دانشگاهي و آكادميك هم استفاده چنداني از سايت هاي اينترنتي نميكنند شايد بتوان مهم ترين علت آن را عدم تسلط زبان انگليسي به عنوان زبان مرجع در اينترنت دانست كه ضعف آن در بين اغلب دانشجويان ديده مي شود. در ضمن اينكه استفاده از اكثر سايت هاي كتابخانه ها و ژورنال ها به پرداخت هاي مالي احتياج دارد كه از عهده دانشگاه ها خارج است.در نتيجه اينترنت براي اغلب كابران ايراني مفهومي بيشتر، ارتباطي و تفريحي دارد.حتي در زمينه تفريحي نيز بيشتر سايتهاي آزاد مورد استفاده قرار مي گيرند چرا كه دسترسي به ساير سايت ها نيز شامل همان مشكلات قبلي مي شود.در نتيجه فضاي مجازي عليرغم امكانات عديده اي كه فراهم مي كند بيشتر در خدمت اوقات فراغت است.
تكنولوژي پديده اي است كه از آغاز انقلاب صنعتي رفته رفته در همه عرصه هاي زندگي بشر رسوخ كرده و تمام حوزه هاي زندگي بشر را تغيير داده است. كار ، تفريح ،ورزش ، و حتي عرصه هاي خصوصي زندگي كاملا تحت سلطه تكنولوژي قرار گرفته است. تكنولوژي در همه مسيرهايي كه توانسته است امكانات راحت تر يا فضاي بهتري را فراهم كند جايگزين امكانات و شرايط پيشين شده ا ست.بازي هاي كامپيوتري كه به صورت آن لاين قابل دسترسي هستند از نمونه بارز محيط هاي گذران اوقات فراغت هستند. اصولا بيشتر سايت ها براي جلب مخاطب سرويس هايي را براي بازي ، اتاق هاي گپ زني ، جك ، چيستان و ... تدارك ديده اند. در مورد بسياري از سايت ها نيز مي توان مشاهده كرد كه چت هاي مخصوص سكس وجود دارد كه آنها هم به نوعي به جلب توجه كاربران خاص خود ميپردازند.
سابقه تلاش براي ورود اينترنت به ايران به 1987 بر مي گردد.در آن زمان اينترنت كه در عين حال ارپانت خوانده مي شد پروژهاي بود كه توسط آژانس پروژه هاي دفاعي مورد حمايت قرار مي گرفت و چندين مركز آكادميك و مراكز تحقيقاتي دفاعي را به يكديگر متصل مي كرد. اين شبكه صرفا توانايي تبادل پست هاي الكترونيكي و داده هاي ساده اف تي پي را داشت. شبكه مشابهي به نام بيت نت توسط آي بي ام راه اندازي شده و پشتيباني مي شد.در اروپا تنها دانشگاه ها و مراكز علمي به شبكه تحقيقات دانشگاهي اروپايي متصل بودندكه خود بخشي از شبكه بيت نت محسوب مي شد.( ميردامادي، 1380 )
اينترنت مى تواند فضايي شبهه شهرى را فراهم كند كه بيشتر تعاملات در آنجا شبيه سازى مى شوند و به دنياى عينيت وارد مىشود ، فضاى مجازى شهر امكان خلق شخصيت وهويت هاى جديد را فراهم مى كند.فرد در دنياى معاصر از همه آداب و سنت هاى هنجار بخش و همگون كننده رها شده است،در اين دنيا افراد جامعه فرد هاى مستقلى هستند كه به سبب فرديتشان بايد بطور فرادا در باب مسايل و تضاد هاى ايجاد شده و تصميم بگيرند عمل كنند. سنت ها و آداب در زندگى سنتى پيشامدرن مسير هاي يكسان و مشخصى را در زندگى همه افراد ايجاد مى كردند ، با زير سوال رفتن سنت ها و زدن ريشه تمام روش هايى كه منبع اعلام آنها ايمانى وعقيدتى است و مبنا قرار گرفتن عقل ابزاري در تعيين و داوري ارزشي بين الگوهاي مختلف زندگي تجربه امكان هاي متفاوت مورد توجه قرار گرفته است.
اما چت براي كابران ايراني از مناطق آزادي محسوب مي شود كه مي توانند در آن هر طور كه مي خواهند عمل كنند.چت براي كاربران تنها منطقه اي است كه در حوزه كنترل دولت نيست و نمي تواند آن را محدود كند در نتيجه در آن به جولان دادن مي پردازد.اما يك ايراني هنگامي كه مي خواهد وارد گپ و گفتگو بشود لاجرم به علت نبود كنترلها و خطوط قرمز ترجيح مي دهد كه تجربه اي در محيطهاي ممنوع داشته باشد چرا كه در اين ميان با استفاده از فضاي مجازي اينترنت نه كسي واقعا به هويت فرد پي مي برد و نه مهر كجروي اجتماعي مي خورد. اين امر حتي در ميان معتقدان مذهبي هم ديده ميشود . در واقع افراد در دو صورت نسبت به يك موضوع علاقه نشان ميدهند ؛ وقتي به سوي آن تشويق ميشوند و هنگامي كه از آن منع ميشوند. بسياري از كاربران بيان ميكنند كه: ميخواهيم بدانيم كه واقعاً چه چيزي در آ“ها وجود دارد كه ممنوع است.
از جمله فضاهاي ممنوع مذهبي و قانوني در ايران كه وجود دارد،0 بحث روابط ميان دو جنس مخالف و دوستي هاي آن ها است ، كه بر طبق مذهب ما و عرف و سنت هاي ايراني جزو خطوط قرمز كنترل اجتماعي قرار مي گيرد.
پس از آن با گسترده تر شدن وسايل ارتباط جمعي و امكان دسترسي ارزان همه به اين امكانات بر خورد ميان غرب و شرق افزايش يافت . پس از واكنش هاي مخالفت آميز اوليه كه معمولا حالتي طبيعي براي فرهنگ هاي سنتي است ( از اين جهت فقط فرهنگ هاي سنتي را نام بردم كه فرهنگ مدرن و جديد اصولا بر مبناي آزمودن چيز جديد استوار است بنابراين در مقابل فرهنگ جديد كمتر واكنش هاي مخالف ابراز مي كنند.) ، و آشنايي بيشتر با اساس و اصول فرهنگ ارايه شده به سبب موفقيت هاي آن تمايل براي به كار بردن و امتحان كردن عقايد آ ن ها به عنوان فرهنگ بهتر آغاز مي شود . اين موضوع در نقاطي كه بين فرهنگ مبدا و مقصد تناقض وجود دارد ، واكنش هاي جدي را به همراه دارد ( اين موضوع در مورد تفاوت ها به شدت تناقض ها نيست ، چرا كه در تناقض بحث درستي و غلطي پيش مي آمد). در ايران به جهت اينكه حكومت يك حكومت مذهبي است و به اين معتقد است كه براي هدايت بايد كنترل اجتماعي وجود داشته باشد، خطوط قرمزي را ترسيم مي كند كه به جهت اينكه اين خطوط قانون هستند تخطي از آن ها واكنش هاي شديد تري را به دنبال دارد. اما به جهت وجود راه هاي ارتباطي سريع گسترده و ارزان اعضاي جامعه به اين مر پي مي برند كه شيوه زندگي آن ها يگانه راه ممكن نيست و سايرين هم براي رفتار هاي متفاوت خود دلايلي دارند در نتيجه يقين به درستي و تنها راه ممكن زندگي و سعادتمند بودن در روش هاي سنتي سست ميشود و رفته رفته فضاي امتحان و عمل به رفتار هايي با پايه هاي ارزشي و اخلاقي متفاوت ايجاد مي شود. در اين ميان وجود رسانه هاي جمعي كمك شاياني به اين امر مي كند.اما در ايران به اين جهت كه كنترل هاي اجتماعي وجود دارد ( هرچند كه اين كنترل ها در سال هاي اخير كمرنگ تر شده است) همواره اين روند در جهتهاي متفاوتي به خود گرفته است . صرف نظر از بحث ارزشي پيرامون آن به علت ممنوعيت آن، نوعي گرايش به آن ايجاد شده است. همان طور كه در آراي فرويد وجود دارد سركوب اميال، آنها را در ناخودآگاه افراد نگه مي دارد و به صورت عقدههايي بروز مي كند كه نشانه هاي بيماري هاي رواني را به دنبال دارد.اين موضوع زماني ايجاد مي شود كه ارزش هاي اجتماعي به جاي دروني شدن بصورت اجباري اعمال شوند .در نتيجه در قياس با مبدا ارزش هاي گرفته شده نيز تفاوت هايي بين آنها و استفاده كنند گان ايراني ديده مي شود .( در بحث دوستي مي توان به دوستي پنهاني ، داشتن روابط دوستي با بيش از يك نفر ، و نگاه به اين دوستي نه صر فا از منظر رفع نياز روحي كه بيشتر براي حس نداشتن آن است و... ) اشاره كرد.
در تحقيقي كه ميردامادي در پايان نامه دكتري خود ارايه كرده است،”عمده ترين دلايل ذكر شده توسط كاربران براي انتخاب اين بديل عبارت است از: الف) محدوديت هاي موجود در فضاي واقعي ب) امكان بروز نظرات و عقايدي كه ، در فضاي واقعي مي تواند پيامد هايي در بر داشته باشد. ج) عدم نياز به برنامه ريزي و سهل الوصول بودن امكان ارتباط در فضاي مجازي د) آسان تر بودن يافتن نقاط مشترك، مسائل مورد علاقه در ارتباط هاي مجازي ه) عدم نياز به ايجاد روابط چهره به چهره براي به دست آوردن شناخت هاي اوليه “
”بر خلاف ترديدهايي كه پيش از اين وجود داشت هم اينك مي دانيم كه كشش هاي (جاذبه هاي ) بين فردي در شبكه پايدار و برقرار است و دوستي ها و دلبستگيهاي عاشقانه اي آن جا در حال شكل گيري است...در تحقيقي كه صورت گرفت پاسخ گويان بر اين باور بودند كه دوستان ”اينترنتي“ خود حلقه ديگري را پديد مي آوردند كه با هر يك از ديگر حلقه هاي زندگي واقعي هم پوشاني اندكي وجود دارد.گرچه بسياري از آن ها اظهار داشتند كه با ” حلقه هاي اجتماعي اينترنتي هم پوشان “ سرو كار دارند ، معدودي از آن ها دوستان اينترنتي خود را به دوستان واقعي يا خويشان خود معرفي كرده بودند.“(وليس ، 1382)
بحث تفاوت ميان كاربران ايراني در فضاي مجازي با ساير كاربران به خصوص كاربراني كه از فضاي متفاوت فرهنگي باشند از چند جنبه حائز اهميت است.جامعه ايران يك جامعه ديني است و به دليل اينكه حكومت ديني هم دارد ،ارزشها و هنجار هاي خاص خودش را دارد.اين خطوط قرمز در بحث مربوط به جنسيت هم همان طور كه در ساير فضاها موجود است وجود دارد . اين امر تفاوت هاي عيني را در زمينه عملي در اين باب بين فرهنگ هاي اسلامي و ساير اديان و تفكرات مذهبي ايجاد مي كند . در عين حال با گسترش ارتباطات و فضاهاي ارتباطي اين كشور ها با شيوه هاي ديگر زندگي آشنا شده و بر خورد داشته اند.با ورود اولين تكنلوژي هاي جديد ارتباطي مثل راديو ، سينما و... انتقال يك طرفه مفاهيم و ارزش ها آغاز شد. از زمان آغاز اين انتقال تا كنون با وجود تغييرات گسترده در زمينه تكنولوژي هاي ارتباطي و تغيير در ميزان دسترسي افراد در كشور هاي متفاوت ، اين جريان هر چند مسير يك طرفه خود را از دست داده است اما هم چنان به عنوان قدرتمند ترين قطب باقي مانده است. همين امر سبب شده است تا ميزان آشنايي ايرانيان از كشورهاي توسعهيافته غربي ها بيشتر شود. اما نوع و ميزان واكنش به اين جريان انتقال فرهنگي ( يا تهاجم فرهنگي ) در تمام اين دوران به يك ميزان و شيوه نبوده است . شيوه هاي تفكر نسبيت گراتر امروز در مقايسه با ديدگاه دو قطبي مردم در مراحل ابتدايي ورود تنكنولوژي هاي ارتباطي، در طول زمان تغيير يافته است . بطوريكه در بسياري از تحليل ها از عوامل ايجاد انقلاب هايي مثل انقلاب ايران چنين واكنش هايي را بسيار موثر مي دانند . اما با گذشت زمان و آشنايي بيشتر با اين تفكرات بر خوردها و واكنش هاي متفاوتي را مي توان مشاهده كرد. به دليل تفاوت هاي بنيادين هنجارها و ارزش هاي غربي با تفكرات اسلامي ـ ايرانيِ ايرانيان مقاومت در برابر اصول و ارزشهاي غربي از واكنش هاي ابتدايي بود كه كاملا بديهي به نظر مي رسيد، چراكه بحث نه تنها مربوط به تفاوت هاي ارزشي كه بيشتر به تناقض هاي بين آن ها مربوط مي شد.
با گذشت زمان هم هر چند در روند واكنشي تفاوت هايي به وجود آمده است اما اين تناقضات هم چنان به عنوان دو روي سكه وجود دارد. تفاوت به وجود آمده مربوط به نوع نگاه مردم به غرب و ارزش هاي غربي است كه تحت تاثير پيشرفت هاي آن ها به وجود آمده است. آن مقاومت و ترد ارزشهاي غربي كه در ابتداي ورود آنان به وجود آمده بود اكنون جاي خود را به اشتياق براي به كار بردن آن ها داده است.كه از دو سو ايجاد شده است : 1) اينكه مردم در كشور هاي در حال توسعه همواره خود را با غربي ها و پيشرفتهاي آن ها مقايسه كرده و در نتيجه براي رسيدن به جايگاه آن ها سعي در پيروي از روش هاي آن ها مي كنند .2) اين امر كه عموما مردم در كشورهاي جهان سوم مردم غرب و حتي خودشان ( به معناي كشور هاي در حال توسعه) را از دريچه رسانههاي غربي مي بينند. در نتيجه هم كشورهاي غربي و توسعهيافته را سفيد تر و رو شنتر از آنچه كه هستند مي بينند و هم خودشان را تيره تر از آن چه كه هستند. در نتيجه يك نوع گرايش به سوي تقليد از غرب در ميان آنها ديده مي شود.
”گيدنز مي گويد در نوگرايي اخير” شخصيت نيز همانند بافت هاي سازماني عام تري كه در آن حضور دارد ناگزير است واكنشي باشد “ ، نوگرايي واكنشي در بين آحاد جامعه به آن معني است كه آنها با سطوح بي سابقه اي از آزاد انديشي در زندگي روزمره مواجه اند . در بافت هايي كه در آن اطلاعات را درك كرده و آن را از منابع مختلف مورد استفاده قرار دهند.“ ( اسلوين ، 1380 :)
اين نوع نگاه به اين معنا است كه افراد اكنون طيف وسيعي از شيوه هاي رفتاري را پيش رو دارد ،افراد مي توانند به صورت فعال شيوه ها و الگو هاي رفتاري خود را تعيين كنند . آن ها منابع گوناگوني را براي انتخاب چنين الگوهايي در اختيار دارند كه چنين امري بحث ثبات شخصيت و پايداري آن را تا حد زيادي زير سؤال برده است افراد به خصوص در كشوري مثل آمريكا چنيناند. ديكنز در باره آمريكا مي گويد: ”در آمريكا جامعه وجود ندارد بلكه هر چه هست نهاد است ... اما از نظر ديكنز فقدان جامعه يعني آشوب . ديكنز آمريكا را خلايي مي داند كه آن را نهادها به هم متصل كرده اند . افراد مدام ميان نهاد ها در آمد و شد هستند بدون اينكه جامعه اي وجود داشته باشد كه به آن ها شكل بدهد.“ ( اباذري و فرهاد پور،1380:29)، افراد شخصيت ثابتي ندارند و اين رفتار ها و الگو ها از خلال نهاد ها زاييده مي شود.گرچه ثباتي كه از طريق وجود يك جامعه به وجود مي آيد در كشور هايي كه داراي تاريخ هستند بيشتر به چشم مي خورد اما به طور كلي ثبات و يگانگي فرهنگي در سطح وسيعي مضمحل شده است در نتيجه افراد به عنوان كنشگران فعال بايد از ميان شيوه هاي متفاوت و متناقض شيوه اي را برگزينند اين امر در هر لحظه از زندگي در دنياي جديد روي مي دهد.
اما آن چه اكنون مورد بحث است در باب مسائلي است كه ميان نگرش هاي متفاوت به تناقض مي انجامد.تناقض در آن چه از منظر يك ديدگاه درست است و از منظري ديگر غلط .اين مشكلي است كه در اكثر كشور هاي در حال توسعه وجود دارد چرا كه مدرنيته محصول انديشه مسيحيت پروتستان است كه با انديشه هاي شرق و دنياي اسلام متفاوت است. البته جهاني شدن مسائلي را بوجود آورده است كه ديدگاه ها و تفكرات مختلف همگي امكان ظهور يافته اند ،اما قدرت هر كدام و ميزان موفقيت آن ها در جلب توجه افراد به قدرت مروجان آن بسيار وابسته است .واز آن جا كه تكنولوژي ارتباطات به طور وسيع در اختيار غرب است اين ترويج آراء براي آنها با سهولت بيشتري انجام ميشود. اما آنچه كه مهم است نقش كنشگر فعال در دريافت اطلاعات و انتخابگري است . كنشگري كه با وجود قدرت رسانه هاي جمغي و تبليغات بتواند تصميم گيرنده باشد.
يكى از عواملى كه در گرايش به سمت اعتياد مطرح مى شود احساس رها شدگى يا بى پشتوانگى است كه در اثر از بين رفتن هنجارهاي هدايت كننده سنتى ايجاد شده است. ” مردم به طور معمول خانواده ، شغل ، توانايى هاى تكنيكى ، زبان ، مليت ، ... ، اعتقادات معنوى و ايدئولوژيشان را براى پيشرفت زند گيشان تغيير مى دهند. “( گريفيتس ، 2000)
به عبارتى تمام آنچه زمانى پايگاهى براى ثبات زندگى محسوب مىشد اكنون از ميان رفته است
اكنون تنها افرادى موفق هستند كه بتوانند كنشگرانى فعال باشند و به صورت فعال دست به انتخاب بزنند ، در غير اين صورت با توجه به اينكه از جايگاه هاي سنتى خود كنده شده اند ودر پايگاه هاي متفاوتى قرار گرفته اند،در جامعه رها شده ميشوند. اين رها شدگى از آن حيث مشكل زا است كه چون محور هاي قديمى بايد ها و نبايد ها مثل خانواده ، مذهب ، سنت و... از ميان رفته اند ، فرد احساس بى هنجاري كرده و براى فرار از دست احساس نا امنى ناشى از آن وابستگى هايى را جستجو مي كند كه نتيجه آن ميتواند اعتياد باشد. اين اعتياد ميتواند در زمينههاي متفاوت و به شيوههاي متفاوتي روي دهد.
اعتياد به مواد مخدر و الكل نمونههاي مشهور و عيني اين رفتارها هستند در حالي كه طيف گستردهاي از رفتارها ميتواند شامل رفتارهاي اعتياآميز باشد.
اعتياد يك نوع گرايش است. اعتياد يك رفتار است و ميتواند نسبت به موضوعات مختلفي بروز پيدا كند.
در حال حاضر با گستردگي استفاده از وسايلي مثل تلويزيون و كامپيوتر و اينترنت، بحث اعتياد در اين موضوعات نيز به ميان آمده است. البته بحث اينترنت از همه موارد گذشته جديدتر و نوتر است. اما در مورد اعتياد به اينترنت نكته قابل ذكر اين است كه بايد توجه داشت كه در بسياري از موارد اعتياد به اينترنت، اعتياد به چيزهاي ديگري است كه از طريق اينترنت ميتواند پاسخ داده شود. مثل اعتياد به بازيهاي كامپيوتري و ... اين امر به اين معنا است كه در عصر جهاني شدن فرهنگ هايي توانايي ايجاد كنشگران فعال را در عرصه جهاني دارند كه پشتوانه هاي محكمي از حيث هويت در افراد ايجاد كنند .
به هر صورت يكي از فضاهايي كه در آن تعاملات اجتماعي شكل مي گيرد و ضعف و قدرت هويت بخشي يك فرهنگ را نشان مي دهد ، چت ( گپ زدن) است.در اين فضا افراد مي توانند با هويت مورد علاقه خود در باب موضوعات مورد علاقه خود و از ديدگاه خودشان با ساير افراد گفتگو كنند و اين امربصورت برابر در ميان همه كاربران وجود دارد. بنابراين يكي از راه هاي تشخيص قدرت يا ضعف فرهنگ ايراني بررسي نحوه گفتمان افراد در فضاي مجازي است. در اينجا بيشتر توجه من به انگيزه هاي ايرانيان براي ورود به بحث است و اينكه بيشتر به چه موضوعاتي علاقه دارند و به خصوص اين امر كه فضاي جهاني تا چه حد در اين امر مؤثر بوده است.
با توجه به اين امر كه فضاي چت يك فضاي تفريحي محسوب مي شود و ورود و خروج آن ها به سايت ها تحت هيچ شرايطي قابل كنترل نيست بنابراين تضميني براي ادامه گفتگو در چت وجود ندارد.از طرف ديگر پر كردن پرسشنامه از طريق چت به صورت آن لاين هم بسيار بعيد به نظر مي رسد. بنابراين با وجود امكان قطع رابطه و گفتگو از سوي افراد مورد بررسي ، راه گفتگوي مستقيم را انتخاب كردم تا از فضاي واقعي حاكي بر چت خارج نشوم.
براي ورود به اتاق هاي گپ زني از آدرسي استفاده كردم كه متضمن هيچ جنسيتي نباشد تا افرادي كه اين آدرس را براي گفتگو انتخاب مي كنند از قبل در اين باره تصميم نگرفته باشند. از 6 نفر ،5 نفر مرد . يك نفر زن بودند. در همه موارد دليل ارتباط برقراري ارتباط با جنس مخالف بود كه البته از نوع گفتار هم بديهي به نظر مي رسيد. اين نكته كه در همه موارد بعد از سلام از جنسيت و سن سؤال مي شد بيانگر همين امر است البته همواره براي شروع صحبت آشنايي اوليه اي بايد صورت بگيرد اما پافشاري روي دانستن آن معناي ديگري دارد.در همه موارد آن ها فقط از چت فارسي استفاده مي كردند كه البته دليل آن متفاوت بود ،مثل بلد نبودن زبان ديگر يا ترجيح صحبت با ايرانيان.در چت فارسي هم مثل چت هاي ديگر افراد ترجيح مي دهند كه با جنس مخالف صحبت كنند ،barbi_ch24 وقتي از او پرسيدم كه تعداد دختر ها در چت كم است گفت :” كم نيستند ولي دخترها با پسر ها چت مي كنند نه با هم جنس خودشان “. نكته بارز ديگر تلاش براي پرسيدن اسم ،دريافت شماره تلفن و گذاشتن قرار ملاقات است . به كار بردن الفاظي مثل ”عزيزم “ يا ” عسل “ براي پرسيدن اسم روش هاي برقراري ارتباط است كه كاملا متكي بر جنسيت است . اما نكته مهم اين است كه در حاليكه تحقيقات در كتاب وليس (1382) نشان مي داد كه افراد در چت حلقه هاي ارتباطي را تشكيل مي دهند كه با حلقه هاي ارتباطي دنياي واقعي ارتباط كمتري دارد و حلقه هاي مجزايي است ،در موارد بر خورد شده در چت روم هاي فارسي اتفاقا تلاش براي برقراري ارتباط بيروني بيشتر به چشم مي خورد.(البته در مواردي كه هر دو نفر در يك محل باشند).هر 6 نفر پس از اين مقدار صحبت از گفتگوي دو نفره خارج شدند.
نتيجه گيري:
چند نكته به نظرم در اين زمينه مهم به نظر مي رسد: اول اينكه با وجود اينكه در ايران رسما فرهنگ متفاوتي نسبت به غرب وجود دارد و اصولا به دليل مذهبي كه ايراني ها دارند و روند فرهنگيشان تفاوت هاي عمده اي به خصوص در مورد روابط اجتماعي افرد وجود دارد، تمايل به روش هاي غربي زياد ديده ميشود. به عبارتي چت و به طور كلي رسانه اي مثل اينترنت كاملا محدوده كنترل هاي اجتماعي را محدود كرده ، و افراد در اين مكان به آن چه نمي توانند در فضاي واقعي دست يابند ، مي رسند. دوم ، هرچند در فضاي چتهاي غير ايراني هم تمايل به هم صحبتي ميان دو جنس مخالف بيشتر وجود دارد اما به دو دليل با نحوه استفاده كاربران ايراني متفاوت است:
1)به دليل نبود كنترل اجتماعي ( بويژه از نوع رسمي ) چت كردن تنها يك گزينه از ميان گزينههاي متعدد براي برقراري ارتباط با جنس مخالف است ( ضمن اينكه اصولا چنين روابطي بد يا نادرست تلقي نمي شود). 2) اصولا به خاطر هنجار هاي غير رسمي موجود در چت گفتگوي ميان افراد هم جنس در بعضي از مواقع به انگيزه هاي هم جنس گرايانه تعبير مي شود . در حاليكه در چت هاي فارسي اين امر كاملا به صورت محدود مشاهده مي شود ( فقط يك نفر ابراز كرد كه به دليل چنين نگاهي ترجيح مي دهد از صحبت با ساير مرد ها دوري كند) .
سومين موضوع مربوط مي شود به نگاه جنسيت گرا كه در تمام طول گفتگو باقي مي ماند .در چتهاي غير ايراني هنگامي در مورد موضوعي بحثي آغاز مي شود نگاه هاي جنسي كنار گذاشته ميشود اما در اين جا اصولا بحث حول و حوش همين موضوع نگه داشته مي شوند.
در اين تحقيق به دليل نبود زمان كافي تعداد افرادي كه مورد مطالعه قرار گرفتند بسيار اندك بودند. در حالي كه براي رسيدن به يك وجهه دقيقتر از چت رومهاي فارسي بايد با تعداد بيشتري صحبت شود. در عين حال براي مقايسه چت رومهاي فارسي با ساير چترومها* من از تجربيات شخصيام در اين امر استفاده كردم كه شايد كافي نباشد ضمن اين كه قاعدتاً براي سنجش و مقايسه بايد 2 چتروم از يك دسته استفاده بشود، به اين معني كه در حالي كه من از چت روم متكي بر زبان فارسي Persian تحليلم را شروع كردم بايددر مورد ساير افراد مطالعه شونده هم از چنين چت رومي استفاده كرد با زبان متفاوت.
در عين حال براي كامل شدن اين تحقيق لازم است در هنگام گفتوگو با تعدادي از افراد خود را با جنس زن و گاهي مرد معرفي كرد تا واكنش هر دو جنس را در مورد تحقيق همراه داشته باشيم.
ضمن اين كه اين گفتوگوها بايد به صورت طولانيتر و يا با دفعات بيشتري روي دهد تا اطلاعات كافي براي نتيجهگيري فراهم باشد.
كتابنامه:
1) اباذري،ي و فرهاد پور ، م ( 1380) نيويورك ، كابل ( نشانه شناسي 11 سپتامبر ) تهران : طرح نو.
2) ا سلوين ،ج (1380)، اينترنت و جامعه، ترجمه عباس گيله وري و علي رادباوه .تهران : نشر كتابدار
3) وليس ،پ.(1382) ، روان شناسي اينترنت ، ترجمه : فضل الله قنادي ، بهنام اوحدي و حميراء صفوي همامي ، اصفهان : نقش خورشيد
4) ميردامادي، م. (1380)، فضاي سيبرنتيك به مثابه فضاي شهري (مطالعه موردي كاربران اينترنت در شهر تهران)، دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران.
5) فرويد، ز (1382)، رؤوس نظريه روانكاوي : ترجمه حسين پاينده، مجله ارغنون، شماره 22 : روانكاوي (2): ص ص 1ـ75 تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
6) رينزر، ج ، (1380): نظريه جامعهشناسي در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، انتشارات علمي، چاپ پنجم.
7) Bell, D. (2003), An introduction to cyber culture, London and NewYork :
8) Griffiths, M. (2000), Internet addiction _ Time to be taken seriously in Addiction Research, vol.8, pp.413.
9) Marsall, G. *1998), Oxford Dictionary of Sociology, second edition, oxford university press.