مربوط به: جامعه‌شناسی اوقات فراغت December 27, 2004

سبك زندگي Life Style

سبك زندگي ، هويت و ساخت اجتماعي

جامعه شناسان ساخت اجتماعي را چطور مي فهمند؟
- طبقه اجتماعي
- جنسيت
- سن
- قوميت
برخي از نيروهاي ذكر شده در بالا چيزي درباره آن چيزي كه ما به آن تعلق داريم به ما مي گويند يعني معني يا حس هويت مي دهند، پس هويت از مقولات ساخت اجتماعي، طبقه اجتماعي ، جنسيت، سن، قوميت و مذهب است.

سبك زندگي نيز مانند هويت است: يعني اينكه سبك زندگي كه مردم دارند بخشي از هويت شان است. برخي مانند چني ( chaney ) مي گويند سبك زندگي مهمترين منبع هويت است. يعني اينكه مهم است كه شما چه مي پوشيد چه فرشي داريد و چه ذائقه اي نسبت به موسيقي داريد. اين اهميتش مانند تعلق شما به طبقه اجتماعي در روزگاران گذشته است.
تعريف سبك هاي زندگي :

سبك هاي زندگي مجموعه اي از طرز تلقي ها ، ارزش ها، شيوه هاي رفتار، حالت ها و سليقه ها در هر چيزي از موسيقي گرفته تا هنر و تلويزيون و سبك دادن به باغچه ( گل كاري ) و دكوراسيون و فرش كردن خانه…. را در بر ميگيرد.
- سبك زندگي اجزاي رفتارهاي شخصي نيستند لذا غيرمعمول نيستند. اما بيشتر مردم معتقدند كه آزادانه بايد سبك زندگي شان را انتخاب كنند.

- در بيشتر مواقع عناصر يك سبك زندگي به شكلي جمع مي شوند و شماري افراد در يك نوع سبك زندگي مشتركاتي پيدا مي كنند. به عبارت ديگر گروههاي اجتماعي اغلب مالك يك نوع سبك زندگي مي شوند و يك سبك را تشكيل مي دهند.

- مفهوم سبك زندگي يعني انطباق دادن يك رهيافت سبك داده شده در زندگي . مثلا براي فرد مهم است كه مانند فلان خواننده معروف باشد حتي اگر آن خواننده غذاي تايلندي بخورد، ديوار خانه شان را فلان رنگ كند ، يا در خانه تفريح كنند نه بيرون…

- آگهي ، تلويزيون ، روزنامه ها ، اينترنت و… تصويرهاي جديد سبك زندگي را دائما منتشر مي كنند. بنابر اين درديناي ما ارتباطات از اين جهت هم مهم هستند.

- سبكي شدن زندگي با شكل گيري فرهنگ جوانان رابطه نزديك دارد. بنابر اين مي توان شناخت فرهنگ جوانان را از طريق شناخت سبك زندگي آنها شناخت يعني اشكال سبك داده شده زندگي شان را دريافت.

- موسيقي عامه، تلويزيون… آگهي ها همه و همه تصور ها و تصويرهايي بالقوه از سبك زندگي فراهم ميكنند . اما اين تصويرها اجازه مي دهد كه مردم فكر كنند و تصور كنند هرچيزي كه آنها را ارضا مي كند را سازمان داده و بسازند.

بنابراين مي توان گفت كه ويژگي اصلي فرهنگ جوانان ديده شدن ، جلوه كردن تماشا شدن است. گرايش به نوع خاصي موسيقي مثلا (رپ) (heavy metal) ، سبك خاصي آرايش مو، لباس و… انواع مختلف فرهنگ جوانان مي سازد. همچنين زبان مخصوص علامت فرهنگي جواني است.

- در گروههاي ديگر نيز مي توان سبك هاي زندگي تشخيص داد. سوج و ديگران (Savage etal . ) با پرسش از 24000 نفر برخي سبك زندگي ها را در طبقه متوسط تشخيص داده است: بطور مثال سبك زيبا شناختي يعني رفتن به كنسرت ها و رويدادهاي هنري و نيز سبك زندگي يا اوقات فراغت بهداشتي مانند صرف فراغت به ورزش و تمرين

تمامي ويژگي هاي جامعه مصرفي بر اساس شكل گيري سبك هاي زندگي است.

جامعه مصرفي و سبك زندگي

- بخشي از سبك زندگي با مصرف كالاها و خدمات از انواع مختلف بدست مي آيد.
- اوقات فراغت و سبك زندگي با مصرف چيزها بسيار اگر چه نه بطور خاص و استثنائي بستگي دارد.
- افراد كالاهايي را مي خرند تا سبك زندگي شان را نشان دهند .در حاليكه ساختن يك سبك زندگي بوسيله كالاهاي مصرفي يك نوع نشان دادن يا تظاهر انتخاب فرد است ، يك الگوي اجتماعي نيز است. به همين خاطر نيز صنعتي ايجاد شده تا به اين نيازها پاسخ دهد : يعني مصرف اوقات فراغت، دخانيات و الكل….
- برخي واژه جامعه مصرفي را براي نشان دادن شيوه سبك زندگي و شكل گيري آن نشان مي دهند و استفاده مي كنند.
- پس انديشه جامعه مصرفي هم كالاهاي اوقات فراغتي را نشان مي دهد، هم تعلق خاطر اصلي درزندگي ، هم اشتغالات اصلي مردم به سبك هاي زندگي. در اين رابطه بايد 16 ويژگي جامعه مصرفي را مطالعه كرد.

خلاقيت نمادي
(symbolic creativitysymbolic creativity)

لباس خريدن عادت محوري فرهنگ مصرفي جوانان بعد جنگ بوده ، اما خريد كردن نسبت به سبك، مد،… درباره مسائل جوانان به حاشيه رفته است. خريد يك مساله خصوصي و زنانه تلقي شده است. اما مساله اي نيست كه جوانان در ان غير فعال و بي انتقاد و يا غير بحراني عمل كنند. جوانان هميشه معناي كالاهاي خريداري شده را منتقل مي كنند . يعني اين كالا ها سبك هاي بازار توده اي و… را در بردارند. جوانان با لباس پوشيدن يا تركيب لباس پوشيدن معناهاي جديد خلق مي كنند. جوانان قضاوت هاي زيبا شناسي خودشان را از لباس پوشيدن و خريدن دارند و گاهي تعاريف عرضي و مقولات “مد“ ي كه صنايع پوشاك توليد مي كنند را نمي پذيرند. بنابراين به تمامي دست پروده جامعه مصرفي وتوليد كنندگان نيستند.

بيكاري و سبك زندگي جوانان :
بيكاري در بين جوانان از اين جهت هم مهم و خطر ساز است . چون جوانان بيكار مشكلات زيادي دارد تا تصورات خود را از سبك زندگي به اجرا گذارند. با رشد فرديت و خصوصي شدن حوزه هاي زندگي شرايط براي جوانان بيكار سخت تر مي شود و پيامد آن محروميت ، انزوا و سرخوردگي است. به علاوه اگر دستگاه هاي ارتباطي و صنايع تو.ليدي گروه سني 19 تا 29 را هدف گرفته باشد جوانان بيكار نمي توانند مشتري اين بازار باشند . لذا جوانان طبقه كارگر از window shopping به عنوان منبع سرخوردگي تاثر مي پذيرند.

شكل جديد زندگي اجتماعي

فرض اصلي اين است كه سبك هاي زندگي ويژگي هاي دنياي مدرن هستند يا به عبارت ديگر ويژگي مدرنيته است. در جهان امروز هر كه زندگي مي كند يك سبك زندگي دارد كه كنش خودش و ديگران را توصيف مي كند. سبك زندگي الگوهاي كنش هستند كه افراد را از هم متمايز و متفاوت ميكند.
- در جهان مدرن سبك زندگي به توصيف ارزش و طرز تلقي ها كمك ميكند و نشان ميدهد ثروت و موقعيت اجتماعي افراد را. سبك زندگي نشان ميدهد كه چطور ما بايد سبك زندگي را طبقه بندي كنيم.

- چرا سبك زندگي مهم شده؟
در چهار بخش اين بحث را انجام ميدهيم:

1- توسعه سبك زندگي در پهنه جامعه مدرن. رابطه مصرف گرايي و سبك زندگي. يعني اينكه چطور سبك زندگي و مصرف گرائي تحقيقات زيادي را برانگيخته تا نشان دهد استفاده از كالاهاي مصرفي براي تمايز هويت ها بكار ميرود.
2- مرور كار نظريه پردازان اجتماعي كه كوشش مي كنند معناي سبك قابل مد در فرهنگ مدرن توضيح بدهند.
3- توضيح موضوعات مشخص سبك زندگي مانند احساسات و فردها و خودها selves. Sensibilitis. Surface
4- زيباشناختي شدن زندگي روزمره

- سبك زندگي را با فرهنگ نبايد يكي گرفت. شايد بتوان گفت كه فرهنگ جمع كل سبك هاي زندگي در جامعه است يعني جمع ارزش ها ، طرز تلقي ها ، رسوم ها…
- سبك زندگي مجموعه اعمال و طرز تلقي هايي هستند كه در پهنه هاي خاصي معني مي دهد.
-اگر چه بايد توجه داشت كه اين سوال مهمي است كه آيا اين سبك زندگي تنها كالاها يا شيوه هاي مصرف چيزهاست يا توليد چيزها يعني امري بازتابي است؟


سبك هاي زندگي در زندگي روزمره مردم است تا پيچيدگيهاي وسيع تر هويت و وابستگي را نشان دهد. بخشي از لغات تحميلي زندگي روزمره اند مخلوقات مصنوعي يا سازگار شده اي هستند.
حاملان خود آگاه به اين واقعيت هستند كه سبك زندگي مي تواند نابود شود يا دور ريخته شود بنا به اختيار فرد. پس تقريبا درگير با نوعي خود طنزينه self-irong يا self - satire طنز است. چرا؟ چون آئين هاي شخصي اند، اگر سبك سازي مي شود مي توان زود دورش ريخت ، اگر نوعي طراحي است مي توان عوضش كرد، اگر نوعي مد است مي توان تغيرش داد و… ديگران هم مي توانند ان را نقد كنند و كسي اين نقدها را گران نمي بينند تا به او بر خورد.
پس بطور متمايز و مشخص شكل مدرن موقعيت گروه بندي هاست.
سبك زندگي بر سازمان اجتماعي مصرف بنا نهاده شده است نه سازمان اجتماعي توليد كه گفته مي شود براساس ساخت طبقاتي است. پس بطور خلاصه شواهد يا قرائن نشان مي دهد كه اهميت فزاينده سبك زندگي از ارزيابي مجدد فرهنگ مادي صورت ميگيرد كه اين مساله جداي از ارزش پولي اشيا است بلكه اين ارزيابي مجدد معطوف به ارزش فرهنگي و اجتماعي اشياء است.


(بر گرفته از كتاب مصرف وسبك زندگي )
در جهان مدرن سبك زندگي “ طرز تلقي ، ارزش ، ثروت، موقعيت اجتماعي “ را به ما مي شناساند. سبك زندگي ارجحيت پايه انچيزي است كه ما به آن مصرف فرهنگي مي گوئيم يا فرهنگ مصرف زدگي.

سبك زندگي يكي از لغاتي است كه در زبان انگليسي مورد سوءاستفاده قرار گرفته: همه از آن صحبت مي كنند و هرچيزي را كه دوست دارند بر سر آن مي ريزند از غذاي فرانسوي تا ارزش بوديسم… در حقيقت با اين نوع استفاده « سبك زندگي » همه چيز است و هيچ معني خاصي نمي دهد . گويا كه همه چيز يكي شده است . لذا يك بحث سبك زندگي را شروع كردن مشكل است . چون تعريف آن مشكل است. پس نخست ما سبك زندگي در پهنه context انديشه هاي ساخت اجتماعي قرار داده و بحث ميكنيم. بعد سبك زندگي را در رابطه و وابسته به توسعه و فرهنگ مصرفي نگاه مي كنيم.

وقتي دنياي اجتماعي متحول مي شود، به مفاهيمي نو براي درك كردن آن نيازمنديم. دنياي اواسط قرن نوزدهم كه ماركس بر تحليل آن همت گوارده بود آن چنان درگير فرايند توليد، و چنان بر حول ارزش ها و فرايند هاي مرتبط با آن سامان گرفته بود ، كه كه مفهوم « طبقه اجتماعي » - به عنوان مفهومي كه تحليل جايگاه آدميان در نظام سرمايه داري را ممكن مي ساخت - در تحليل ماركسيستي جامعه نوظهور موقعيتي مسلط يافت . حال كه به نظر مي رسد « … مهم ترين تحول پديد آمده در قرن اخير گسترش تاريخي مصرف بوده است » (Bocock‚1992:p.120) به مفاهيمي جديد براي تحليل جامعه نيازمنديم. مفهوم يا مفاهيمي كه بتوانند تحول پديد آمده را در خود بروز داده و برنامه پژوهشي جديدي را نيز پيش روي علوم اجتماعي قرار دهند. ظاهراً مفهوم « سبك زندگي » چنين خصايصي را داراست.

در اين فصل از رهگذر بررسي مختصر رويكردهاي مختلف به مفهوم سبك زندگي با ايده اساسي مندرج در آن آشنا خواهيم شد. سپس تعاريفي را كه براي اين مفهوم ارائه شده است مرور مي كنيم. بررسي عناصر مندرج در اين مفهوم آخرين بحث اين فصل خواهد بود . اميدواريم تا بدين وسيله بتوانيم برداشت خود از مفهوم سبك زندگي را تصريح كنيم. همچنين لازم است نسبت به اين نكته تذكر دهيم كه همه آن چه تحت عنوان ريشه هاي شكل گيري مفهوم سبك زندگي قابل يررسي است، در رابطه با جايگاه مصرف در دنياي مدرن نيست. چنان مباحث بعدي نشان مي دهند برداشت روان شناختي آلفرد ادلر از سبك زندگي در رابطه با مقوله مصرف طرح نشده است. اما در اين جا مساله عمدتا از زاويه مصرف بررسي مي شود.

طرح مفهوم جديد

تورشتاين وبلن در بررسي پديده مصرف در آمريكا ، تعريفي از سبك زندگي ارائه نكرد و تلويحاً پذيرفت كه اين مفهوم دال بر شيوه زندگي متمايز طبقه مرفه و نمودي از جايگاه طبقاتي آن هاست . به اين اعتبار، سبك زندگي در انديشه وبلن متغيري وابسته است. زيمل نيز عنايت خاصي به اين مفهوم نداشت. در ميان كلاسيك هاي جامعه شناسي فقط ماكس وبر بود كه سبك زندگي را به عنوان شاخص گرو هاي منزلت و عامل انسجام گروهي آن ها طرح كرد. وي نيز عليرغم آن كه جايگاه مستقلي براي سبك زندگي قائل شد و آن را قابل تقليل به موقعيت طبقاتي افراد ندانست، اما تحليل خود را از اين پيش تر نبرد. در ابتداي قرن بيستم تنها اندشمندي كه سبك زندگي را در كانون نظريه خود قرار داد. روان شناسي آلماني به نام آلفرد آدلر كه او هم از زاويه جامعه شناسي به اين مفهوم نمي نگريست.

تعريف سبك زندگي

سوبل كه شايد مفصل ترين متن درباره تعريف سبك زندگي را نوشته « Sobel‚1981» معتقد است كه «… تقريبا هيچ توافق تجربي يا مفهومي درباره اين كه چه چيز سازنده سبك زندگي است وجود ندارد» (P.2) برخي ديگر هم معتقدند كه مي توان اين مفهوم را بسته به موضوعي كه مطالعه ميشود ، به طرق مختلف تعريف كرد و ارائه تعريفي از آن ، نافي بقيه شيوه هاي استفاده از اين مفهوم نيست، فقط لازم است تا زمينه اي را كه در آن از اين مفهوم استفاده مي شود تعريف كرد (Loove & Miegel‚1990:P.21) . و برخي نظير روبرتز معتقدند كه كسي حق ندارد مشخص كند كه بايد چه تعريفي از اين مفهوم داشت. به نظر وي مفاهيم ملك خصوصي جامعه شناسان يا روانشناسان يا هر كس ديگري نيستند. فقط هركس مجبور است اهميت تعريفي را كه پذيرفته است با نشان دادن يافته هاي جديد حاصل از آن توجيه كند (Roberts‚1990:P.195) .اين موضع گيريها دشواري ارائه تعريفي از سبك زندگي را نشان ميدهند.

سبك زندگي به عنوان مجموعه رفتارها

تعريف بر مبناي الگوي مصرف

گويا اولين بار ليزر در سال 1963 سبك زندگي را بر اساس الگوي خريد كالا تعريف مي كند. به نظر وي «… سبك زندگي دال بر شيوه زندگي متمايز جامعه يا گروه اجتماعي است … شيوه اي كه بدان طريق مصرف كننده خريد مي كند. و شيوه اي كه بدان طريق كالاي خريداري شده مصرف مي شود بازتاب كننده سبك زندگي مصرف كننده در جامعه است» ( Anderson &Golden‚1984:PP.2-3) . اين تعريف اگر چه براي مطالعات بازاريابي كاربرد تبيني ندارد چرا كه الگوي خريد و مصرف را كه بازارياب ها به دنبال آن هستند ، فقط توصيف مي كند، اما به عنوان اولين تعريف اشاره كننده به مفهوم الگوي مصرف حائز اهميت است.
سوبل بعد از بحثي مفصل درباره تعريف سبك زندگي مي نويسد«… كاملا نعقول است كه بپذيريم سبك زندگي كاملا قابل مشاهده يا قابل استنتاج از مشاهده است« ( Sobel‚1981:P.28) و در ادامه تاكيد مي كند كه الگوي مصرف قابل مشاهده ترين و بهترين شاخص سبك زندگي است. به علائه ، الگوي مصرف قادر است بيشترين ارتباط ميان افراد و موقعيت اجتماعي وي برقرار سازدو از اين منظر اهميت تحليلي بيشتري دارد. لامونت و همكارانش نيز ضمن تاكيد نهادن بر شيوه سازمان دادن زندگي شخصي ، الگوي تفريح و مصرف را بهترين شاخص سبك زندگي مي دانند (Lamont‚rt al‚1996:P.32) و ديويد چيني سبك هاي زندگي را « سازمان اجتماعي مصرف » ( چيني ، ص .89 ) مي خواند. به اعتقاد وي « سبك زندگي راه الگومند مصرف، درك يا ارج نهادن به محصولات فرهنگي مادي است … » ـص . 71 ) و « … منش و راهي براي استفاده از كالاها و مكان ها و زمان ها ي خاص است… » ( ص . 61 ) . راب شيلدز هم گروه بندي مصرف كالاها را همان سبك زندگي مي داند اما با قيد اين شرط كه در اين گروه بندي بتوان سبك داشتن رفتار ، قريحه و رمزگان نمادين مشترك را تشخيص داد (Shields‚ 1992:P.14) ايزكي هم فقط به الگوي مصرف اشاره مي كند و بوسرمن ضمن اشاره به الگوي مصرف ، ارزش هاي موجد الگوهاي مصرف را نيز جزئي از سبك زندگي مي داند(Veal‚2000:P.109)

نتيجه گيري

عمده ترين تحولاتي ، افزون شدن نقش مصرف در اين دنياست. ايده ها و تحولاتي را كه موجد مطرح شدن مفهومي جديد شدند بررسي كرديم ، و به مرور تعاريفي پرداختيم كه براي مفهوم جديد ارائه شده است. عليزغم تنوع تعاريف ، آن ها را بر حول سه محور اصلي يعني تعاريفي كه فقط بر بعد سبك زندگي تاكيد مي كنند ، تعاريفي كه رفتار و ذهنيت را توأمان لحاظ مي كنند، و تعريفي كه به وجه نمادين سبك زندگي توجه دارد، تقسيم كرديم. اولين استدلال ما اين است كه بدون توجه به معناي واژه سبك نمي توان تعريف دقيقي از سبك زندگي ارائه كرد. معناي اين واژه بايد درباره آن چه كه مصداق سبك زندگي پنداشته مي شود صدق كند. انسجام و كليت دو وجه اساسي سبك داشتن است. بعد درباره آنكه سك زندگي از مقوله رفتار است ، و آن هنگام كه پديده اي گروهي باشد براي جامعه شناسي و بازار پژوهي اهميت دارد استدلال كرديم. البته لازم نيست كه گروهي بودن سبك زندگي را مترادف با آن بدانيم كه اعضاي گروهي كه سبك زندگي واحدي دارند با هم تعامل پايدار دارند.


در تعريف ما، سبك زندگي عبارت ايت از طيف رفتاري اي كه اصلي انسجام بخش بر آن حاكم است و عرصه اي از زندگي را تحت پوشش دارد و در ميان گروهي از افراد جامعه قابل مشاهده است، و الزاماً براي همگان قابل تشخيص نيست، اگر چه محقق اجتماعي ميان آن و بقيه طيف رفتارهاي افراد جامعه تمايز قائل مي شود. البته سبك هاي زندگي مي توانند تشخيص پذير يا اساسا به قصد تشخيص سامان داده شوند.

در نهايت اين كه سبك زندگي زائيده انتخاب هاي مردم در ميان محدوديت هاي ساختاري شان است. محقق اجتماعي به هنگام بررسي سبك زندگي متوجه است كه انتخاب گري افراد را در ميان همين محدوديت ها بيازمايد.

چنين تعريفي از سبك زندگي ، برنامه پژوهشي گسترده اي را مي گشايد. اولا تحليل سبك زندگي به بررسي الگوهاي مصرف مادي يا فرهنگي محدود نمي شود. تحليل سبك زندگي پژوهشي است درباره زندگي اجتماعي آن چنان كه در عمل تحقق مي يابد و زندگي عناصري بيش از مصرف كردن را نيز در بردارد. البته پژوهش هايي كه تاكنون با استفاده از اين مفهوم انجام شده اند غالبا بر حول مقوله مصرف سازمان يافته اند. بخشي از اين مساله ناشي از تاكيد جامعه مدرن بر مصرف و اين واقعيت است كه مصرف قابل مشاهده ترين و ملموس ترين رفتار انسان جديد است. ثانيا، پژوهش درباره سبك زندگي به منزله مفهومي كه در حد وسط ساختار و انتخاب گري عاملان، منشائ ها و پي آمدهاي خود، و مصرف و بقيه فرايندهاي دنياي جديد قرار گرفته، راهي براي آزمودن دنياي اجتماعي در ابعاد مختلف است. عرصه اي براي دنبال كردن مباحثه ديرينه درباره ساختار و عامليت است، راهي است براي آن كه چگونگي تحقق يافتن زندگي در واقعيت آزموده شود و پي آمد آن چه كه تحقق يافته براي خود فرد و جامعه ارزيابي شود. از آن جا كه درباره رفتارها و فعاليت هاي واقعي است، امكان اين را فراهم مي اورد تا تغييراتي را كه تحقق يافته اند مطالعه كنيم و حتي بررسي كنيم كه ميان آن چه ارزش هاي ما حكم مي كده اند و نگرش هاي ما بدان تمايل داشته اند با آنچه كه تحقق يافته است، چقدر فاصله وجود دارد.

شايد جامعه شناسي تاكنون افراد را همچون موجوديت هايي پاره پاره ديده است كه با دانستن بدان تمايل دارند و آن چه كه مطلوب مي پندارند ، قادريم آن چه انجام مي دهند را تبيين يا پيش بيني كنيم. اما مفهوم سبك زندگي حداقل اين فرضيه را طرح مي كند كه شايد افراد كليت هايي منسجم هستند و گام اول اين است كه بدانيم چه مي كنند، نه آن كخ چه مي انديشند. به علاوه، شايد بتوان رفتارهاي آن ها در عرصه هاي مختلف را با عنايت به رفتارهاي ديگرشان، نه با دانستن ذهنيت آن ها تبيين كرد. حداقل اين كه رفتارها به اندازه ذهنيات ارزش جامعه شناختي و تبيين كنندگي دارند. اگر بدانيم افراد چه مي كنند، ممكن است دريابيم كه چرا اين چنيني مي كنند و چه اصلي به كرده هاي ايشان وحدت مي بخشد.
(از كتاب مصرف و سبك زندگي نوشته محمد قاضلي )

آدرس دنبالک: http://www.aa-saeidi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/25
لینک ثابت: http://www.aa-saeidi.com/course/archives/000059.php