• رفاه اجتماعي در جهان
• جيمز ميجلي
• محمد تقي جغتايي
• دانشگاه علوم بهزيستي
• 1378، 306 ص
کتاب رفاه اجتماعي در جهان به بررسي مهم¬ترين مسالۀ دستور کار عالمان اجتماعي يعني جهاني شدن و تغيير در ماهيت رژيمهاي مختلف رفاهي که در پاسخ به نفوذ روابط اجتماعي مبتني بر نظام سرمايه داري در اوايل قرن گذشته شکل گرفتند، مي پردازد. کتاب جيمز ميجلي ساخت مطالعاتي پهنانگري دارد و به نظر مي رسد بيشتر يک کتاب مقدماتي يا مرجع براي معرفي مسأله رفاه اجتماعي در جهان باشد، تا کتابي که قصد تحليل تحولات مشخص و معيني را داشته باشد. کتاب در سه فصل عمده که مشتمل بر 8 قسمت است سازمان يافته است.
در فصل اول، رفاه اجتماعي بين المللي و سيستم کلي جهاني را با تشريح مفاهيم رفاه، مؤسسات رفاه، موضوع رفاه و اهداف رفاهي شروع کرده است. در قسمت بعدي اين فصل به ماهيت جهاني شدن، ظهور دولتهاي ملي و پيدايش سيستم جهاني پرداخته است. به¬طور کلي اين فصل، ماهيت رفاه اجتماعي را به عنوان حوزه اي مربوط به مددکاري اجتماعي، برنامه ريزي اجتماعي و سياست اجتماعي، بررسي کرده است.
فصل دوم کتاب با تشريح اوضاع اجتماعي از جمله پيشرفتهاي اقتصادي و اجتماعي در کشورهاي جهان آغاز شده و در ادامه به مسأله رفاه اجتماعي در جهان، نظريه هاي رفاه اجتماعي، ارزيابي جهاني از تأثير رفاه اجتماعي و رابطه رفاه ملي و تغييرات اجتماعي می¬پردازد. در اين فصل، با توجه به تعاريف رفاه در فصل اول، رفاه اجتماعي بين المللي تحليل شده است. نوسنده به اين مساله مي پردازد که با وجود پيشرفتهاي بارز اجتماعي، شرايط رفاهي در بسياري از مناطق جهان، رضايت¬بخش نيست. به علاوه ، علي¬رغم رشد فعاليت سازمانهاي غير دولتي در گسترش رفاه، نقش دولت در تقويت و افزايش رفاه، هم¬چنان اساسي تلقي شده است. در اين رابطه تاريخچه دولت رفاهي مورد بحث قرار گرفته و تاثير نظامهاي رفاهي کشورهاي مختلف بر استانداردهاي زندگي، اقتصاد و عدالت اجتماعي بررسي شده است.
فصل سوم به مطالعه مسأله مددکاري اجتماعي در زمينه بين المللي اختصاص يافته است. ابتدا تاريخچه مددکاري و نقش آن در توسعه مبادلات اجتماعي تشريح می شود. سپس اين سؤال کلی مطرح مي گردد که آيا توسعه اجتماعي مي تواند به عنوان شيوه اي براي ارتقای رفاه اجتماعي، مورد بررسي قرار گيرد؟
به¬نظر مي رسد که کتاب به طور غير مستقيم در پي طرح اين مساله است که چرا نهادهاي مالي بين المللي که می¬توانند نقش مهمي در مهار نيروهاي سرمايه داري جهاني بازي کنند، در مقابل مساله پيامدهاي جهاني شدن بر رفاه و کاهش استانداردهاي زندگي پاسخگو نيستند؟ اما ميجلي متعرض اين مساله نمي¬شود که چرا حتي ثروتمندترين کشورها در جهان نيز در مقابل افزايش نابرابريهاي، بي تفاوت¬اند و نيروهاي سرمايه داري بدون مهار همچنان بر قدرت خود مي افزايند.
يکي از اهداف نظامهاي رفاهي تخصيص بهينه افقي هزينه هاي رفاهي است. به اين معني که در هر نظام رفاهي هزينه ها بايد به¬طور بهينه بر حسب اهميت جنيست، سن و ... توزيع گردد. نويسنده کتاب به طور موجز به رابطه "نژاد" و "جنسيت" و رفاه مي پردازد، اما در تحليل نهايي، متکي بر اين پيشفرض است که جهاني شدن بر تمامي زندگيها تأثيرات متجانس داشته است. همين مساله وي را از پيگيري تحليل اهداف نظامهاي رفاهي دور کرده است. در حالي¬که روشن است که زنان به مثابه نيروهايي که انرژي و توانشان براي امر توسعه حياتي است، از تغييرات جهاني شدن به¬طور نا¬برابري صدمه خواهند ديد، زيرا که مسئوليت مراقبت از کودکان را بر عهده دارند. همچنين نويسنده، هنگامي که به روند فعاليتهاي داوطلبانه مي پردازد به نقش محوري زنان در اين فعاليتها اشاره اي ندارد.
به¬زعم گستردگي دامنه مباحث، نويسنده در ارائه چشم اندازي از آينده هيچ تلاشي نمي کند. بنابر اين روشن نيست که چرا جهاني شدن تأثير متجانسي بر کشورهاي مختلف دارد، در حالي¬که نظامهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي کشورهاي جهان متفاوت¬اند. همچنين کتاب از مساله خاستگاه نيروهاي سرمايه داري جهاني شدن هيچ تحليل خاصي ندارد؛ اما در مقابل اين نقصان، تا حد زيادي به نقش محوري سازمانهاي غير دولتي بين المللي (NGO) به مثابه نيرويي که مي تواند جايگزينی مناسب در مقابل رشد اين نيروها باشد، سخن مي گويد. در اين رابطه ميجلي در فصل سوم به¬خوبي به مساله نقش کار عملي توجه می¬کند، چه به صورت مددکاري اجتماعي که وظيفه توسعه اجتماعي را بر عهده مي گيرد يا کساني که در سازمانهاي بين المللي وظيفه برخي مبادلات بين المللي را به¬دست گرفته¬اند و نيروهاي مهم تغييرند؛ اما مشخص نيست که اين چنين نيروهايي که در سطح محلي کار و فعاليت مي کنند، چگونه بر نيروهاي سرمايه داري جهاني شدن تاثير خواهند گذاشت. همچنين روشن نيست که کشورها بايد چه نوع توسعه اقتصادي را در پيش گيرند تا به سياست اجتماعي که خواسته ها و نيازهاي محلي و ملي را برآورده مي¬نمايد پاسخ دهند؟
به¬هرحال با توجه به کمبود کتاب¬هاي رفاهي، وجود چنين کتابي که رفاه اجتماعي را در يک پهنه بين المللي بررسي مي کند غنيمت است. مطمئنا اين کتاب توانسته است به¬عنوان کتابی مرجع در اين زمینه عمل کند. از اين جهت می تواند در عصر جهانی شدن که نظامهای رفاهی بيشتر مورد هجوم قرار گرفته¬اند ، تصوير تطبيقی مناسبی از تأثير جهانی شدن بر سياستها ی رفاهی کشورها به دست دهد.
در هر صورت ترجمه کتاب رفاه اجتماعي در جهان مي تواند به رفع کمبود منابع فارسي در اين حوزه مهم اجتماعي کمک کند و مرجع مناسبي براي دانشجويان رشته سياست اجتماعي و برنامه ريزي رفاه اجتماعي باشد. همچنين بايد گفت که ترجمه کتاب خوب و روان است؛ اما فقدان نمايه، فهرست منابع و مـآخذ نهايي، تا حدي از ارزش کتاب کاسته است.
سوتيتر
با وجود پيشرفتهاي بارز اجتماعي، شرايط رفاهي در بسياري از مناطق جهان، رضايت¬بخش نيست
در پي طرح اين مساله است که چرا نهادهاي مالي بين المللي که می¬توانند نقش مهمي در مهار نيروهاي سرمايه داري جهاني بازي کنند، در مقابل مساله پيامدهاي جهاني شدن بر رفاه و کاهش استانداردهاي زندگي پاسخگو نيستند؟
روشن نيست که کشورها بايد چه نوع توسعه اقتصادي را در پيش گيرند تا به سياست اجتماعي که خواسته ها و نيازهاي محلي و ملي را برآورده مي¬نمايد پاسخ دهند؟
در عصر جهانی شدن که نظامهای رفاهی بيشتر مورد هجوم قرار گرفته¬اند ، تصوير تطبيقی مناسبی از تأثير جهانی شدن بر سياستها ی رفاهی کشورها به دست دهد.