ويليام بوريج
هلن بولدرسن
ترجمه محمد اونق
ويليام بوريج (William Beveridge, 1879-1963)نويسنده گزارش معروف و عامه پسندي بود که پايه هاي دولت رفاه (welfare state) يا دولت خدمات اجتماعي (social service state) بعد از جنگ در بريتانيا براساس انديشه هاي وي بنيان گذاشته شد . وي در يک خانواده با نفوذ در هندوستان چشم به جهان گشود. پدرش قاضي مأمور خدمت در مستعمرات بريتانيا بود. وي در چارتر هاوس ( Charter House) و بعدها در دانشگاه آکسفورد تحصيلات خود را با درجه عالي به اتمام رسانيد .
از آن پس تا زمان مرگ در سال 1963 نقشهاي زيادي را از جمله به عنوان يک مددکار اجتماعي (social worker) ، روزنامه نگار ، کارمند دولتي عالي¬رتبه ، متخصص برجسته در زمينه بيکاري و بيمه اجتماعي ، مدير مدرسه اقتصادي لندن( LSE)، سياستمدار و نماينده مجلس، رئيس کالج در دانشگاه آکسفورد بر عهده داشت. وي تدوينگر سياست اجتماعي براي بسياري از کشورها در نيمه اول قرن بيستم بود ، ولي بيشترين شهرتش به¬دليل گزارشی در زمينه بيمه اجتماعي و خدمات وابسته به آن است، که در بين سالهاي 1941 و 1942 در بحراني¬ترين دوره جنگ ارائه شد. سالهاي مهم زندگي بوريج با اصلاحات اجتماعي حکومت ليبرال در بين سالهاي 14- 1906 مصادف و همين تعهد به انديشه هاي ليبرال و بيمه هاي اجتماعي بعدها در شکل گيري ذهن و ايده¬هايش بسيار مؤثر بود و نيز تأثير زيادي در طرح سياست اجتماعي دهه 1940 ميلادي گذاشت. در بين دو جنگ، بوريج مدير مدرسه اقتصادي لندن شد و اين موسسه را از موسسه اي کوچک که به آموزش کارگران مي پرداخت به نهادي دانشگاهي تبديل کرد. بوريج در ميان اين سالها با ديگر اصلاح طلبان اجتماعي مانند سي بون رونتري (Seebohn Rowntree) که مامور تحقيق پيرامون فقر و نويسنده کتاب "نيازهاي انساني کارگران" بود، همکاری صميمانه ای داشت و همين امر در تبلور ايده هاي وي در مورد حداقل درآمد مورد نياز و سطوح مستمري براي حفظ حداقل معيشتي مردم که در گزارش وي منعکس شده، موثر افتاد. سالها بعد از انتشار ايده هايش، گزارش دولتي خود را به نام " بيمه اجتماعي و خدمات اجتماعي مربوط" منتشر کرد که براي به کرسي نشاندن افکارش پيروزی شايانی به حساب مي آمد. اين گزارش پرفروش ترين اثر آن دوره شد و در سال اول بيش از 250 هزار نسخه از آن به فروش رفت. همين استقبال مردم که با تشکيل صفهاي طولاني انجام شد، مقوله اصلاحات رفاهي را در دستور کار قرار داد و خود، تبليغي براي انجام اصلاحات رفاهي شد و پايه هاي دولت رفاه را در حکومت حزب کارگر بريتانيا در فاصله سالهای 1945-51 تقويت کرد. به¬رغم چنين اقداماتي وي هيچ¬گاه به جناح چپ حزب کارگر يعني جامعه فابين (Fabian society) نپيوست و يک نماينده ليبرال در مجلس باقي ماند. به همين صورت نيز برنامه تامين اجتماعي وي اگرچه جامع و عامگرا بود با توزيع پول از ثروتمندان به فقرا همراه نشد، بلکه بيشتر، پايه اوليه حمايت براي همه را فراهم کرد.
ويرايش اول بيوگرافي دقيق و تحسين برانگيز بوريج توسط ژوزي هريس در سال 1977 چاپ شد، (1) که بيانگر داستان اين زندگي جذاب، رخدادهاي سياسي و اجتماعي اقتصادي پيرامون آن بود . در ويرايش دوم اين کتاب فصل جديدي در زمينه زندگي خصوصي بوريج، و رويکرد بوريج در زمينه حرکتهاي داوطلبانه نوشته شده است. نويسنده طي يک نتيجه گيري تفصيلي و مبسوط نشان مي دهد که به¬رغم تنوع موضوعات اصلي مورد بحث در رويکرهاي بوريج، عناصر کليدي در کارهاي وي وجود داشته است.
چاپ و ويرايش جديد بيوگرافي بوريج اولاً به اين دليل است که از سال 1977 به بعد مقالات زيادي در دسترس قرار گرفته است. ثانيا،اين گزارش بوريج، مخصوصاً بعد از جشن پنجاهمين سالگرد آن در سال 1992 به بعد، مورد ارزيابی های انتقادی زيادی قرار گرفته است.
فصل جديد "زندگي خصوصي" با اقتدار ( همراه با منابع موثق ) ، اطمينان و حساسيت نوشته شده است . در حالي¬که هريس شواهد و دلايل اوليه اش را تقليل نداد ، قادر بود جزييات شخصي و اثبات شده اي درباره موضوعش ارائه دهد، به¬دليل اينکه وي براي استفاده از اسنادي که در مورد خانواده اي که بوريج را به فرزند خواندگي قبول کرده بودند و قبلاً ذکر نشده بود آزادی عمل داشت. به¬علاوه هريس براي ايجاد شرح و گزارشي صحيح، از شيوه رايج در بيوگرافي نيز پيروي کرده است ، جاهايي که مربوط به زندگي شخصي و داخلي است توان توضيحي خود را تقويت کرده ، و آنها را برجسته مي کند. بنابراين هريس به دنبال ريشه هاي زندگي اجتماعي بوريج به عنوان يک مصلح اجتماعي در تاريخچه شخصي بوريج به عنوان يک فرد است.
بيوگرافي وي نشان مي دهد گزارش بوريج منحصر به فرد است. اگر چه مهم¬ترين کارهايش تحقيقات وي در سياست اجتماعي است، هريس جنبه اي از کار بوريج را مد نظر قرار داده که باب روز است؛ دلبستگي رايج به نقشي که ممکن است، بيمه در تهيه مستمريهاي بازنشستگي سهامداران با عمومي تر شدن کاهش اتکا به دولت در تأمين رفاه به¬صورت متقابل و مشترک ايفا کند.
همچنين کتاب "بيمه براي همه و براي همه چيز" وي اثري کلاسيک در تأمين اجتماعي به شمار مي آيد. ممکن است مباحث اين کتاب ابتدايی به نظر برسند، اما اهميت آن در اين است که در اوايل قرن گذشته اين مساله توسط يک مصلح اجتماعي مطرح شده است. در اين کتاب نويسنده انواع خطر (ريسک) هايي را که بيمه اجتماعي بايد تحت پوشش خود قرار دهد، به پنج گروه تقسيم کرده است : سالمندي، حوادث محيطهاي صنعتي،بيماري (شامل از کار افتادگيهاي پيش از بازنشستگي )،بيکاري و زنان بيوه . آگاهي از اين که در ارتباط با چهار نوع از اين ريسکها چه اقداماتي انجام شده براي بسياري افرادی، موضوعي جالب توجه است . نويسنده معتقد است که پول تخصيص يافته براي بيمه اجتماعي کافي است، به شرطي که هم براي نيازهاي کنوني و هم براي نيازهاي ضروري سيستم درحال توسعه هزينه گردد. وي به صورت شايان توجهي به اين موضوع پرداخته و جنبه هاي مثبت و منفي آن را روشن¬تر کرده¬است. انديشه هاي وي به¬طور قابل توجهي علمي اند، و به¬طور خاص ارزش آن را دارد که اقتصاددانان و اهل فن و تمام علاقه مندان به بيمه اجتماعي آن را مورد مطالعه قرار دهند. (2)
هنگام چاپ نخست بيوگرافي وي، اعتماد به سياست اجتماعي بسيار بود، چون پنج مقوله¬اي که بوريج برای محو آنها تلاش می¬کرد، يعني فقر ، بيماري ، جهل ، بدبختي و بيکاري هنوز برقرار بودند. به¬طور عمده ناکامي در حصول تغييرات در ساختار اجتماعي، به غير کاربردي بودن ويژگيهاي اصلي اين گزارش نسبت داده شد. به هر حال بعدها دولت رفاه و گزارش وي از تمام جهات مورد چالش قرار گرفته است، نه به دليل تأمين خيلي زياد و نه به دليل کم کاري زياد. اگرچه وضعيت اکثر افراد نيازمند ، دريافت کننده يا متقاضي مستمريها بعد از گزارش نسبت به قبل از گزارش بهتر شده بود (اين مسئله احتمالاً بيشتر شامل زنان مي شود ، با وجود اينکه بارها ذکر شده که بوريج در شناسائي کردن زنان بي نياز ناکام بوده است). علاوه بر آن ، اصول تأمين، همساني و جامعيت بوريج ، در اوايل سال 1942 پايه هاي روابط شهروندي و تابعيت اجتماعي را بنا کرد.
به هرحال، روابط مفهوم شهروندي (citizenship) برابري در فرصت را به استخدام درآورد، که مستلزم رفتار برابر با افراد است که به آساني با برابري در نتايج (equality of outcome) سازگار نيست، چون برابري در نتيجه، به رفتار متمايز و توزيع مجدد نيز نيازمند است. در گزارش سال 1942 بوريج، برابري در نتايج به عنوان يک هدف ، به¬طور کلي مطرح نبود .نيم قرن بعد، بهترين شيوه گنجاندن اين دو مفهوم برابري در سياست هاي اجتماعي، تشخيص داده شده، ولي تحقق آن حل نشده باقي مانده است.
1) Jose Harris (1998) William Beveridge: a Biography, Oxford University Press, London, £18.99, 511 pp.
2) نگاه کنيد به :
Insurance for all and everything, by Sir W. H. Beveridge, K.C.B, London, Daily News, Ltd, 1923, pp 40, Book review by N.B. Dearle, The Economic journal, vol 34, issue 135, 1924, 441-444
سوتيتر
- بوريج تا زمان مرگ خود در سال 1963 نقشهای زيادی را از جمله به عنوان مددکار اجتماعی ، روزنامه نگار، متخصص بيکاری و بيمه اجتماعی ، مدير مدرسه اقتصادی لندن، سیاستمدار و نماینده مجلس و رئيس کالج در دانشگاه آکسفورد بر عهده گرفت
- مفهوم شهروندی، برابری در فرصت را که مستلزم رفتار برابر با افراد است و با برابری در نتايج متفاوت است، به استخدام درآورد
سوتيتر
در بين دو جنگ، بوريج مدير مدرسه اقتصادي لندن شد و اين موسسه را از موسسه اي کوچک که به آموزش کارگران مي پرداخت به نهادي دانشگاهي تبديل کرد
هريس جنبه اي از کار بوريج را مد نظر قرار داده که باب روز است؛ دلبستگي رايج به نقشي که ممکن است، بيمه در تهيه مستمريهاي بازنشستگي سهامداران با عمومي تر شدن کاهش اتکا به دولت در تأمين رفاه به¬صورت متقابل و مشترک ايفا کند