مربوط به: كتابخانه May 20, 2006

نسبت آسودگی و کار در اروپا

نسبت آسودگی و کار در اروپا
يان کاپيت
ترجمه و اضافات از زهره کنعانی

-Welfare Regimes and the Experience of Unemployment in Europe
- Duncan Gallie and Serge Paugam
- Oxford University Press
- 2000. Pp. xix+412
با افزايش نرخ بيکاري از دهه 70 ميلادي به بعد در سراسر اروپا معضل بيکاري و به تبع آن مساله اشتغال به عنوان مشکلی اساسي تلقي مي شود. اين مسأله موجب نگراني سياستمداران، اقتصاددانان و ساير بازيگران عرصه سياست شده است و نظامهاي رفاهي را به انحاي مختلف تحت تاثير گذاشته است. کشورها، با نظامهاي رفاهي مختلف، هر يک به نحو گوناگون به مقابله با اين مساله پرداخته¬اند. موضوع اصلي کتاب، طرح و بررسی اين راه حلهاست.

بر اين اساس، کتاب سه موضوع را دنبال مي¬کند. البته بايد گفت در سراسر کتاب، توجهی کلي و متمرکز بر مباني نظري - که در فصل مقدمه آمده است - مشاهده مي شود. اين توجه چنان است که تمام نويسندگان مرتبا به اين مباني نظري ارجاع مي دهند.

نوع رژيم رفاهي پوشش سطح و دوره پوشش سياست اشتغال فعال
1. نيمه حمايتي(sub-protective) بسيار ناقص خيلي ضعيف شبه¬حضور(تقريبا وجود ندارد)
2.ليبرال/حداقل(liberal/minimal) ناقص ضعيف ضعيف
3.اشتغال¬محور(employmentcentered) متغير نابرابر وسيع
4.فراگير(universalistic) جامع بالا خيلي گسترده

کشورهاي دسته اول نظير ايتاليا، پرتغال، اسپانيا،يونان، مزاياي ناچيزی در اختيار بيکاران قرار مي دهند؛دسته دوم کشورهايي مانند ايرلند و بريتانيا هستند، دسته سوم کشورها مانند فرانسه و بلژيک، و کشورهاي دسته چهارم که سياستهاي اشتغال¬محور گسترده اجرا مي کنند مانند هلند، آلمان، دانمارک و سوئد مي باشند.

موضوع نخست آن است که تحليل ويژگيهاي رژيمهاي رفاهي خاص، که کشورهاي اروپايي را از هم جدا مي کند؛ هر رژيم رفاهي براساس همان ويژگيهاي خود سياست خاصی را نيز در برخورد با بيکاري دنبال کرده است.

موضوع دوم اينکه، چطور اين رژيمهاي رفاهي با الگوهاي زندگي خانوادگي و همبستگي خانوادگي در تعامل¬اند يا تحت تأثير الگوهاي مختلف زندگي خانوادگي هستند. نويسندگان مقالات نه تنها تأييد کرده اند که اين الگوهاي زندگي خانوادگي تحت تأثير الگوهاي رفاهي مختلف¬اند، همچنين تاييد مي کنند که تحت تأثير سنتهاي ملي فرهنگي نيز قرار دارند.

موضوع سوم اينکه که دو موضوع قبلي را در شرايط اقتصادي اجتماعي خاص هر کشور اروپايي تحليل و بررسي کرده اند که وضع اين شرايط تحت تاثير سطوح مختلف توسعه اقتصادي و نيز ماهيت نوسازي اقتصادي اين کشورها چگونه بوده است.

بيشتر مقالات نشان داده اند که هيچ مدلي کاملا بر يک کشور خاص منطبق نيست، لذا مدلهاي رفاهي براي تحليل ما نسبي اند و لذا هر کشور بايد سياست خاص خود را به پيش ببرد.

در يکي از مقالات يعني « فقر و نقش حمايت اجتماعي »
(Poverty and role of social protection)

سؤال اصلي مورد بررسي نويسندگان اثر انتقالي نقدي بر فقر در ميان بيکاران است. يعني رابطه بين اثر انتقالي نقدي (cash transfer) بر فقر در ميان بيکاران و ماهيت رژيمهاي رفاهي در کشورهاي مختلف چيست؟

رابطه بين رژيمهاي رفاهي و حد فقر و بيکاري بسيار مناقشه آميز است؛ البته بايد گفت که اقتصاددانان بر رابطه بين سطح بيکاري و حد دست و دلبازي در فراهم کردن رفاه براي بيکاران تأکيد مي کنند. اما در اين مطالعه نويسندگان به يک معني سطح بيکاري را در کشورهاي مختلف در يک زمان خاص ثابت گرفته و در جستجوي محاسبه اثر انتقاليها در رفع فقر در ميان بيکاران بوده¬اند. حال بايد ديد که اين مسأله در ميان رژيمهاي رفاهي مختلف چگونه بوده است؟

با در نظر گرفتن چهارچوب نظري نويسندگان که همان چهارچوب نظري کتاب است تقريبا شش کشور در سه گروه قرار مي گيرند. سوئد و دانمارک کشورهايي¬اند که سطح بالاي حمايت از استانداردها ي زندگي را براي همه بيکاران فراهم مي کنند. يعني مدل فراگير ( universalistic model ).

آلمان و فرانسه بر اساس حمايت از استانداردهاي زندگي کساني که تجربه کار طولاني مدت را دارند و حمايت حداقل از کساني که اين تجربه را نداشته¬اند نظامهايی را تعريف کرده¬اند که در مدل اشتغال محوري قرار مي¬گيرند.

در بريتانيا و ايرلند که نظام حمايت فراگير حداقلي ( universal minimum protection ) دارند که تاکيد فزاينده¬اي روي آزمون استطاعت مالي ( means testing ) دارند يعني همان مدل ليبرال حداقلي liberal/ minimal model ).

برخي تفاوتهاي مربوط به ساختهاي خانواده نيز در اين مطالعه آمده است: به طور نمونه ساختهای خانواده در ايرلند، بريتانيا يا فرانسه و آلمان متفاوت است .
سؤال ديگر اين مطالعه اين است که چگونه نظامهاي مختلف به چالشهاي ناشی از تغييرات در بازار کار بين نيمه 1980 تا نيمه 1990 پاسخ داده اند؟
نتايج به¬دست آمده نشان مي¬دهد که در ميانه 1980 انتقالي نقدي در بر داشتن فقر بيکاري قبل از اين انتقاليها (pre-transfer) بويژه در دانمارک مؤثرتر از بقيه کشورها بوده است. دانمارک سطح تأثير انتقالي نقدي
( cash transfer) را بر فقر بيکاري حفظ کرده است. در سوئد ( که بيکاري خيلي سريع در اين دوره رشد کرده است ) اثر انتقالي نقدي بسيار متفاوت بوده است.

تا اوايل دهه 1990 انتقاليها در اين شرايط موثرتر بوده¬اند، اما ميزان فقر بعد از انتقاليها ( post-cash transfer ) در ميان بيکاران هنوز در دانمارک بالا است.

در فرانسه و آلمان که رژيمهاي رفاهي نسبتا مشابهي دارند نيز تجربه هاي واگرايي و متفاوتي در اين دوره داشته¬اند. در فرانسه اثر انتقالي نقدي افزايش يافت ، بنابر اين ميزان بعد از فقر بعد از انتقالي post-transfer براي بيکاران ثابت باقي ماند . علي¬رغم اينکه افزايشي در فقر ماقبل انتقالي (pre- transfer poverty) وجود داشته است.1


پی نوشتها:

1) براي مطالعه ترجمه فارسي برخي فصول اين کتاب به سايت زير مراجعه کنيد:
http://welfaresystems.persianblog.com
منبع:
- Culpitt, Ian, American Journal of Sociology, 00029602, May2001, Vol. 106, Issue 6

سوتيتر

با افزايش نرخ بيکاري از دهه 70 ميلادي به بعد آن مساله اشتغال به عنوان مشکلی اساسي تلقي مي شود. اين مسأله موجب نگراني سياستمداران، اقتصاددانان و ساير بازيگران عرصه سياست شده است و نظامهاي رفاهي را به انحاي مختلف تحت تاثير گذاشته است

سوئد و دانمارک کشورهايي¬اند که سطح بالاي حمايت از استانداردها ي زندگي را براي همه بيکاران فراهم مي کنند


آلمان و فرانسه بر اساس حمايت از استانداردهاي زندگي کساني که تجربه کار طولاني مدت را دارند و حمايت حداقل از کساني که اين تجربه را نداشته¬اند نظامهايی را تعريف کرده¬اند که در مدل اشتغال محوري قرار مي¬گيرند

آدرس دنبالک: http://www.aa-saeidi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/174
لینک ثابت: http://www.aa-saeidi.com/course/archives/000296.php