مربوط به: جامعه‌شناسی اوقات فراغت June 08, 2006

تولید فرهنگ

اوقات فراغت و فرهنگ


جامعه‌ شناسي‌ اوقات‌ فراغت‌"برنامه‌ هاي‌ اوقات‌ فراغت‌، توليد فرهنگ‌ مي‌ كند

Soure: www.etemaad.com, Etemad Daily paper, 31 Farvardin


سميه‌ صيادي‌ فر
اوقات‌ فراغت‌ نزديكترين‌ پيوند را با زندگي‌ معنوي‌ و فرهنگي‌ افراد دارد. اوقاتي‌ كه‌ به‌ ميل‌ و اختيار در راه‌ آموختن‌، آفريدن‌، پژوهش‌، تربيت‌، مشاركتهاي‌ داوطلبانه‌ اجتماعي‌، گسترش‌ افقهاي‌انديشه‌ و در بسياري‌ از عرصه‌هاي‌ ديگر صرف‌ مي‌گردد و واضح‌ است‌ كه‌ ارتباط‌ آن‌ با حياط‌ معنوي‌ و فرهنگي‌ جامعه‌ تنگاتنگ‌ است‌. چون‌ فرد مي‌تواند در اوقات‌ فراغت‌ همان‌ چيزي‌ را كه‌ مي‌پسندد انجام‌ دهد، شخصيت‌ نهايي‌ خود را باز يابد و آن‌ را ابراز كند، بنابراين‌ قابليتهاي‌ فرد غالبا در عرصه‌ اوقات‌ فراغت‌ جلوه‌گر مي‌شود. فعاليتهاي‌ اوقات‌ فراغت‌ از چنان‌ اهميتي‌ برخوردار است‌ كه‌ از آن‌ به‌ مثابه‌ آيينه‌ فرهنگ‌ جامعه‌ ياد مي‌كنند. اين‌ مطلب‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ چگونگي‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ افراد يك‌ جامعه‌ به‌ ميزان‌ زيادي‌ معرف‌ خصوصيات‌ فرهنگي‌ آن‌ جامعه‌ است‌.

جامعه‌ شناسي‌ اوقات‌ فراغت‌"برنامه‌ هاي‌ اوقات‌ فراغت‌، توليد فرهنگ‌ مي‌ كند


سميه‌ صيادي‌ فر
اوقات‌ فراغت‌ نزديكترين‌ پيوند را با زندگي‌ معنوي‌ و فرهنگي‌ افراد دارد. اوقاتي‌ كه‌ به‌ ميل‌ و اختيار در راه‌ آموختن‌، آفريدن‌، پژوهش‌، تربيت‌، مشاركتهاي‌ داوطلبانه‌ اجتماعي‌، گسترش‌ افقهاي‌انديشه‌ و در بسياري‌ از عرصه‌هاي‌ ديگر صرف‌ مي‌گردد و واضح‌ است‌ كه‌ ارتباط‌ آن‌ با حياط‌ معنوي‌ و فرهنگي‌ جامعه‌ تنگاتنگ‌ است‌. چون‌ فرد مي‌تواند در اوقات‌ فراغت‌ همان‌ چيزي‌ را كه‌ مي‌پسندد انجام‌ دهد، شخصيت‌ نهايي‌ خود را باز يابد و آن‌ را ابراز كند، بنابراين‌ قابليتهاي‌ فرد غالبا در عرصه‌ اوقات‌ فراغت‌ جلوه‌گر مي‌شود. فعاليتهاي‌ اوقات‌ فراغت‌ از چنان‌ اهميتي‌ برخوردار است‌ كه‌ از آن‌ به‌ مثابه‌ آيينه‌ فرهنگ‌ جامعه‌ ياد مي‌كنند. اين‌ مطلب‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ چگونگي‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ افراد يك‌ جامعه‌ به‌ ميزان‌ زيادي‌ معرف‌ خصوصيات‌ فرهنگي‌ آن‌ جامعه‌ است‌.
با توجه‌ به‌ اهميت‌ موضوع‌ اوقات‌ فراغت‌ و بررسي‌ آن‌ از لحاظ‌ جامعه‌ شناسي‌، با دكتر سعيدي‌ )دكتراي‌ جامعه‌ شناسي‌ و عضو هيات‌ علمي‌ دانشكده‌ علوم‌ اجتماعي‌ دانشگاه‌ تهران‌( گفت‌وگويي‌ ترتيب‌ داديم‌.
مفهوم‌ اوقات‌ فراغت‌ چيست‌?
مفهوم‌ عصري‌ است‌. يعني‌ در دوران‌هاي‌ مختلف‌ مفهوم‌ خاصي‌ براي‌ اوقات‌ فراغت‌ وجود دارد. بايستي‌ مفهوم‌ اوقات‌ فراغت‌ را در سه‌ دوره‌ اساسي‌ تعريف‌ كرد.
1 دوره‌ تاريخي‌: كه‌ به‌ نظر من‌ مي‌توان‌ آن‌ را دوران‌ باستاني‌ يا دوران‌ كهن‌ ناميد.
2 دوره‌ صنعتي‌ شدن‌: كه‌ به‌ بعد از انقلاب‌ صنعتي‌ باز مي‌گردد تا دهه‌هاي‌ اخير.
3 حال‌ حاضر )جامعه‌ فراغتي‌ يا جامعه‌ پر بيم‌(: كه‌ تحولي‌ در مفهوم‌ اوقات‌ فراغت‌ ايجاد شده‌ كه‌ ناشي‌ از شكل‌ جديد زندگي‌ است‌. اوقات‌ فراغت‌ در هريك‌ از اين‌ سه‌ دوره‌ تعريف‌ خاص‌ خود را دارد.
در دوره‌ تاريخي‌ اوقات‌ فراغت‌ هم‌ زوج‌ كار است‌. اوقات‌ فراغت‌ در كنار كار قرار دارد و حتي‌ مي‌تواند هم‌ مفهوم‌ آن‌ تلقي‌ شود. مثلا تاريخ‌ نگارها مي‌گويند، در دوره‌ باستاني‌، رومي‌ها بيش‌ از 175 روز در سال‌ را تعطيل‌ بوده‌اند. آيا اين‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ جامعه‌ آنها مولد نبوده‌ است‌? ولي‌ نه‌ اتفاقا در تعطيلات‌ خود مولد بوده‌اند. از همين‌ قضيه‌ ما مي‌توانيم‌ در حال‌ حاضر استفاده‌ كنيم‌. ما اكنون‌ فكر مي‌كنيم‌ كه‌ تعطيلات‌ يعني‌ بيهودگي‌. يعني‌ زماني‌ كه‌ هيچ‌ كار مولدي‌ در آن‌ صورت‌ نمي‌گيرد. ولي‌ اگر باز تعريفي‌ براي‌ اوقات‌ فراغت‌ و مولد بودن‌ داشته‌ باشيم‌، مفهوم‌ شناخته‌ مي‌شود و مي‌توان‌ در اوقات‌ فراغت‌ هم‌ كار مولد انجام‌ داد.
در دوره‌ صنعتي‌ اوقات‌ فراغت‌ درست‌ در مقابل‌ كار قرار دارد. يعني‌ افراد يا در حال‌ انجام‌ كار هستند يا در حال‌ انجام‌ اوقات‌ فراغت‌.
در دوره‌ جديد اين‌ مفاهيم‌ به‌ خورده‌ است‌. افراد اگر در اوقات‌ فراغت‌ خود هستند، در حال‌ و هواي‌ كار خود نيز هستند، يا اگر در حال‌ انجام‌ كار خود هستند، آن‌ حالتهاي‌ فراغتي‌ خود را نيز دارند. در حقيقت‌ تداخل‌ در كار و فراغت‌ ايجاد شده‌ است‌. به‌ نحوي‌ مي‌توان‌ گفت‌ نوعي‌ دستكاري‌ انجام‌ شده‌ است‌. مثلا حرفه‌يي‌ها دوران‌ فراغتي‌ ندارند، چون‌ دوران‌ كار خودشان‌ را به‌ دوران‌ فراغت‌ نيز مي‌كشانند. در اينجا ديگر نمي‌توان‌ تعريف‌ خاصي‌ براي‌ اوقات‌ فراغت‌ قايل‌ شد. چون‌ نوعي‌ تداخل‌ و همپوشاني‌ بين‌ كار و اوقات‌ فراغت‌ ايجاد شده‌ است‌. در حقيقت‌ در دوره‌ سوم‌ افراد نگراني‌هايي‌ دارند كه‌ در اين‌ دوره‌ با فراغ‌ بال‌ اوقات‌ فراغتشان‌ را طي‌ نمي‌كنند. اگرچه‌ ما جامعه‌ فراغتي‌ تري‌ داريم‌ )امكانات‌، وسايل‌، پول‌، وقت‌ بيشتر( اما نسبت‌ به‌ گذشتگان‌ با دل‌ خوش‌ اوقات‌ فراغت‌ خود را طي‌ نمي‌كنيم‌، )با اينكه‌ آنها امكانات‌ كمتري‌ داشتند( اين‌ بخاطر همان‌ نگراني‌هاي‌ دوره‌ جديد است‌. افراد در هر زماني‌ كه‌ در حال‌ فراغت‌ هستند، نگران‌ هستند. مثلا نگرانند كه‌ اين‌ نوشيدني‌ كه‌ در اوقات‌ فراغت‌ مصرف‌ مي‌كنند، براي‌ بدنشان‌ ضرر دارد يا نه‌? در حقيقت‌ به‌ واسطه‌ اطلاعاتي‌ كه‌ همراه‌ با امكانات‌ به‌ افراد منتقل‌ مي‌شود، نگراني‌هايي‌ نيز براي‌
آنها ايجاد مي‌شود، كه‌ در دوره‌ قبل‌ وجود نداشته‌ است‌.
پس‌ سه‌ دوره‌ وجود دارد كه‌ رابطه‌ انسان‌ با فراغتش‌ تعيين‌ مي‌شود. در دوره‌ اول‌ فراغت‌ هم‌ زوج‌ كار است‌. در دوره‌ دوم‌ فراغت‌ در مقابل‌ كار قرار دارد و در دوره‌ سوم‌ فراغت‌ با كار تداخل‌ و همپوشاني‌ دارد.
اصول‌ جامعه‌ شناسي‌ اوقات‌ فراغت‌ چيست‌?
مطالعاتي‌ كه‌ در مورد جامعه‌ شناسي‌ اوقات‌ فراغت‌ انجام‌ شده‌ در سه‌ دوره‌ متفاوت‌ است‌. بخاطر همان‌ منفعل‌ بودن‌ انسان‌ و برتري‌انديشه‌هاي‌ ماركسيستي‌ در دوره‌ دوم‌ )كه‌ اصلا جامعه‌ شناسي‌ از قرن‌ 19 و 20 رشد كرد( تا ميانه‌ 1950 اصلا بررسي‌هاي‌ جامعه‌ شناسي‌ اوقات‌ فراغت‌، بيهوده‌ تلقي‌ مي‌شده‌ است‌. بطور مثال‌، اصلا مجلات‌ و روزنامه‌ها و... در مورد جامعه‌ شناسي‌ اوقات‌ فراغت‌ وجود نداشته‌ است‌ و بطور خيلي‌ نادر در مجلات‌ مربوط‌ به‌ جامعه‌ شناسي‌، مقالاتي‌ در مورد اوقات‌ فراغت‌ نيز موجود بوده‌ است‌. اساسا گفته‌ مي‌شده‌ است‌، مسائل‌ رو بنايي‌ شايسته‌ تحقيق‌ نيست‌. اينكه‌ ما در مورد چرت‌ زدن‌ با استراحت‌ كسي‌ در اوقات‌ فراغت‌ تحقيق‌ انجام‌ دهيم‌، اصلا جاي‌ بررسي‌ نداشته‌ و بيهوده‌ است‌. )بخاطر تسلط‌انديشه‌هاي‌ ماركسيستي‌ و سوسياليستي‌ بر نظريات‌ جامعه‌ شناسي‌( اما از دهه‌ 1960 به‌ بعد كه‌ مكتب‌ نئوفرانكفورتي‌ و نظريه‌ انتقادي‌ اجتماعي‌ مطرح‌ شد آدورنو نظر جالبي‌ در اين‌ زمينه‌ دارد كه‌ مي‌گويد: اين‌ نظام‌ سرمايه‌ داري‌ است‌ كه‌ افراد را به‌ سمت‌ فراغت‌هايي‌ هدايت‌ مي‌كند )اوقات‌ افراد را دستكاري‌ مي‌كند آنها چه‌ فراغتي‌ داشته‌ باشند( كه‌ خود آن‌ صنعت‌ مي‌پذيرد. بر همين‌ اساس‌، گروههاي‌ گردشگري‌، صنعت‌ توريسم‌ و گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ ش
كل‌ گرفت‌.
همين‌ مفهوم‌ اوقات‌ فراغت‌ )ق‌كغل‌ضظگ‌طظگ‌( يعني‌ ابتدا خلق‌ )ظل‌ضظگ‌ط( محصول‌ مي‌كنيد، و بعد از آن‌ احتياج‌ داريد براي‌ خلق‌ محصول‌ دوران‌ فراغتي‌ داشته‌ باشيد تا بتوانيد بعد خوب‌ در خدمت‌ صنعت‌ قرار بگيريد. بايد به‌ نكته‌يي‌ نيز اشاره‌ كنم‌ كه‌ در اوايل‌ دوره‌ صنعتي‌ شدن‌، روشنفكران‌ آنچه‌ كه‌ در قبل‌ مي‌گذشته‌ است‌ كار غيرمولدي‌ مي‌دانسته‌اند و اين‌ باعث‌ مي‌شده‌ است‌ كه‌ هر امري‌ را كه‌ به‌ فراغت‌ و رفاه‌ بيشتر )از كار دور شدن‌( بيانجامد ، نفي‌ كنند. اين‌ مساله‌ نقدهاي‌ فرانكفورتي‌ها را تقويت‌ مي‌كرده‌ است‌. اينكه‌ شما مي‌بينيد كه‌ بتدريج‌ دنياي‌ امروز اجازه‌ وجود فراغت‌ را مي‌دهد هم‌ به‌ علت‌ جنبش‌هاي‌ كارگري‌ است‌ و هم‌ به‌ علت‌ شكست‌ و در بن‌ بست‌ قرار گرفتن‌ نظام‌هاي‌ توليدي‌ است‌.
در گذشته‌ مطالعات‌ اوقات‌ فراغت‌ در مورد خود اوقات‌ فراغت‌ نبوده‌ است‌. مطالعات‌ روانشناسي‌، جامعه‌ شناسي‌ و مطالعات‌ ديگر حوزه‌ها بوده‌ كه‌ اوقات‌ فراغت‌ افراد را بر حسب‌ تئوري‌هايي‌ كه‌ داشتند مورد بررسي‌ قرار مي‌دادند. مثلا يكي‌ از ويژگيهاي‌ مشخا كردن‌ طبقه‌ افراد، اوقات‌ فراغتشان‌ بوده‌ است‌. مثلا مي‌گفتند كه‌ كساني‌ كه‌ براي‌ شنيدن‌ موسيقي‌ كلاسيك‌ به‌ كنسرت‌ مي‌روند، از طبقه‌ بالا هستند. پس‌ به‌ اوقات‌ فراغت‌ از آن‌ جنبه‌ پرداخته‌ مي‌شده‌ كه‌ تئوريهاي‌ موجود اؤبات‌ شود. مثلا يك‌ روانشناس‌ براي‌ اينكه‌ فرد و رفتار او را بشناسد، اوقات‌ فراغت‌ او را بررسي‌ مي‌كرده‌ است‌. )چقدر مي‌خوابي‌? پس‌ گرفتار افسردگي‌ هستي‌! چقدر كتاب‌ مي‌خواني‌? يا چه‌ نوع‌ كتابهايي‌ مي‌خواني‌ و ...( پس‌ به‌ خود اوقات‌ فراغت‌ پرداخته‌ نمي‌شده‌ است‌. ولي‌ در اين‌ دوره‌ به‌ خود اوقات‌ فراغت‌ پرداخته‌ و آن‌ را مورد بررسي‌ قرار مي‌دهند. اين‌ مساله‌ موضوع‌ بسيار اصلي‌ در مطالعات‌ فرهنگي‌ است‌. پس‌ مي‌بينيم‌ كه‌ در دوره‌ سوم‌، تئوريهاي‌ اوقات‌ فراغت‌ در حال‌ شكل‌ گيري‌ است‌. مثلا تعطيلات‌ مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ و بر اساس‌ آن‌ فرهنگ‌ افراد تشخيا داده‌ مي‌شود. البته‌ در حال‌ حاضر نمي‌شود، بر اساس‌ اوقات‌ فراغت‌، طبقه‌ افراد را تشخيا داد. چون‌ ديگر قشر بندي‌ و گر
وه‌ بندي‌ اجتماعي‌ بر حسب‌ اوقات‌ فراغت‌، صورت‌ نمي‌گيرد. مثلا ديگر حتي‌ طبقات‌ پايين‌ تر هم‌ به‌ كنسرت‌ موسيقي‌ مي‌روند يا به‌ نقاشي‌ علاقه‌مند هستند.
يا مي‌توانيد آدمي‌ را پيدا كنيد كه‌ به‌ سينما بسيار علاقه‌مند است‌ و در دورترين‌ و محرومترين‌ نقطه‌ هم‌ زندگي‌ مي‌كند. اتفاقا تحقيقات‌ اقتصادي‌ نشان‌ مي‌دهد، ميزان‌ كشش‌ اقتصادي‌ به‌ كالاهاي‌ فرهنگي‌ در بعضي‌ از شهرهاي‌ ايران‌، كه‌ حتي‌ سينما هم‌ ندارند، خيلي‌ بالاست‌. يعني‌ اگر صد در صد حقوقشان‌ افزايش‌ پيدا كند، 40 درصد گرايش‌ به‌ سينما و... افزايش‌ مي‌يابد. پس‌ تصور مدرن‌ در همه‌ جا آمده‌ است‌. پس‌ مطالعات‌ اوقات‌ فراغت‌ در حال‌ شكل‌ گيري‌ است‌. مثلا با بررسي‌ تعطيلات‌ يا بررسي‌ رفتارهاي‌ افراد در فراغت‌، الگوهاي‌ فراغت‌ جامعه‌ تعيين‌ مي‌شود. به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ مي‌گوييم‌ جامعه‌ كنوني‌ جامعه‌ فراغتي‌ است‌، چرا كه‌ ويژگي‌ آن‌ فراغت‌ است‌ و از روي‌ نحوه‌ اوقات‌ فراغت‌ مي‌توان‌ گفت‌، جامعه‌ سنتي‌، صنعتي‌ و... است‌. يا بطور كلي‌ چه‌ جور جامعه‌يي‌ است‌. همچنين‌ الگوهاي‌ فراغت‌ در خانه‌ )خانه‌ محور(، بيرون‌ از خانه‌ و... تعيين‌ مي‌شود.
پيشينه‌ تاريخي‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ در ايران‌ چگونه‌ بوده‌ است‌?
در ايران‌ اين‌ پيشينه‌ به‌ همان‌ سه‌ دوره‌يي‌ كه‌ ذكر شد،بر مي‌گردد. نكته‌يي‌ كه‌ بايد بگويم‌ اين‌ است‌ كه‌ كشور ما از ساير كشورها مستثنا نيست‌. مثلا اگر به‌ نحوه‌ بازيهايي‌ كه‌ بچه‌هاي‌ ايراني‌ در دوره‌هاي‌ مختلف‌ داشتند، توجه‌ كنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ اين‌ بازيها در كشورهاي‌ مختلف‌ تقريبا يكسان‌ هستند. مثلا فرض‌ كنيد اگر بچه‌هاي‌ ايراني‌ 6050 سال‌ پيش‌ تيله‌ بازي‌ مي‌كردند، بچه‌هاي‌ كارگران‌ انگلستان‌ هم‌ همين‌ بازي‌ را داشتند. ولي‌ ممكن‌ است‌ نوع‌ بازيها با توجه‌ به‌ محلات‌ و نقاط‌ بومي‌ فرق‌ داشته‌ باشد. البته‌ اينكه‌ افراد بر اساس‌ بازي‌ها اجتماعي‌ مي‌شدند و اين‌ بازيها به‌ افراد نحوه‌ رفتار، منش‌ و كردار را نشان‌ مي‌داد، چيزي‌ است‌ كه‌ مربوط‌ به‌ دوره‌هاي‌ گذشته‌ است‌. براي‌ همين‌ هم‌ هر قدر به‌ گذشته‌ بر مي‌گرديم‌، ميزان‌ اوقات‌ فراغت‌ افراد )به‌ معني‌ وقت‌ آزاد(، خيلي‌ بيشتر است‌. در روم‌ حتي‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ 175 روز در سال‌ تعطيل‌ بوده‌ است‌ و افراد سعي‌ مي‌كردند بيشتر روزهاي‌ غيرتعطيل‌ را نيز، تعطيل‌ كرده‌ و به‌ بازي‌ بپردازند. اين‌ بازيها در اشكال‌ مختلف‌ بوده‌ و معاني‌ مختلفي‌ نيز داشته‌اند.
پس‌ در گذشته‌ در ايران‌ نيز تعطيلات‌ نوعي‌ كار فرهنگي‌ و توليد فرهنگي‌ محسوب‌ مي‌شده‌ است‌.
چرا مطالعات‌ اوقات‌ فراغت‌ داراي‌ اهميت‌ است‌?
چون‌ اصلا دولت‌ رفاه‌ )دولت‌ مدرن‌( يك‌ معنايش‌ هم‌ اين‌ است‌ كه‌ بايد تضمين‌ كننده‌ افراد در مواجهه‌ آنها با خطراتي‌ )مخاطرات‌ اجتماعي‌( باشند كه‌ در جامعه‌ وجود دارد. معني‌ بيمه‌ هم‌ همين‌ است‌. يعني‌ خطراتي‌ در جامعه‌ وجود دارد كه‌ دولت‌ بايد افراد را در رويارويي‌ با آنها، پشتيباني‌ كند.
اگر اساسي‌ تر نگاه‌ كنيم‌، يعني‌ آنكه‌ دولت‌ بايد براي‌ رفاه‌ و اوقات‌ فراغت‌ افراد نيز، برنامه‌ريزي‌ كند. پس‌ دولت‌ براي‌ پر كردن‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان‌ بايستي‌ هم‌ برنامه‌ريزي‌ و هم‌ سياستگذاري‌ داشته‌ باشد.
تدابير و سياستگذاري‌هاي‌ لازم‌ از سوي‌ مسوولان‌ براي‌ برنامه‌ريزي‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان‌ چه‌ بايد باشد?
چون‌ با مفهوم‌ جديد اوقات‌ فراغت‌ سر و كار داريم‌، بنابراين‌ نوع‌ سياستگذاري‌ها هم‌ بسيار متفاوت‌ مي‌شود. مثلا اگر در دوره‌ گذشته‌ بود، با فرد منفعلي‌ سر و كار داشتيم‌ كه‌ تعداد بسيار زيادي‌ از ساعات‌ روز را در مدرسه‌، دانشگاه‌ و... مي‌گذراند و فقط‌ در تابستانها بايد به‌ فكر اوقات‌ فراغتش‌ بوديم‌. ولي‌ ما اكنون‌ در دوره‌يي‌ هستيم‌ كه‌ فرد در تمام‌ لحظاتش‌ درگير است‌ و نه‌ تنها دستكاري‌ در محيط‌ كار صورت‌ داده‌ و براي‌ خود اوقات‌ فراغت‌ مي‌سازد، بلكه‌ يك‌ جوان‌ نيز محيط‌ درس‌ و تحصيل‌ خود را دستكاري‌ كرده‌ و به‌ نوعي‌ در محيط‌ تحصيل‌ و فراغت‌ تداخل‌ ايجاد مي‌شود. مثلا من‌ در هنگام‌ تدريس‌ شاهد هستم‌، كه‌ بعضي‌ دانشجويان‌ در سر كلاس‌ در حال‌ بازي‌ با تلفن‌ همراه‌، يا مسيج‌ زدن‌ هستند. بايد توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ اين‌ دستكاري‌ مي‌تواند در تمام‌ زمينه‌ها وجود داشته‌ باشد. اينكه‌ مثلا گفته‌ مي‌شود كه‌ ما بايد نوعي‌ برنامه‌ريزي‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ جوانها از آسيب‌ در امان‌ باشند، اتفاقا در اين‌ عصر حاضر بسيار مهمتر بوده‌ و داراي‌ ابعاد پيچيده‌تري‌ است‌.
به‌ نظر شما در رابطه‌ با ايجاد اوقات‌ فراغت‌ مناسب‌، چه‌ تدبير خاصي‌ مي‌توان‌ پيشنهاد داد?
به‌ نظر من‌ ابتدا بايد شناخت‌ مناسب‌ وجود داشته‌ باشد. در حقيقت‌ بايد حداقل‌، اجماعي‌ در بين‌ سياستگذاران‌ و ذينفعان‌ )والدين‌، مردم‌ و خانواده‌ها، دولت‌ يا نهادهاي‌ ديگر مثل‌ سازمان‌ ملي‌ جوانان‌( صورت‌ گيرد. بايد نوعي‌ وفاق‌ بين‌ اين‌ گروهها در مورد اين‌ مساله‌ ايجاد شود و اين‌ وفاق‌ هم‌ عملي‌ نيست‌ مگر اينكه‌ يك‌ حوزه‌ عمومي‌ شكل‌ گيرد و در اين‌ رابطه‌ گفت‌وگو شود، تا در ابتدا مساله‌ بخوبي‌ شناخته‌ شود.
به‌ نظر من‌، جامعه‌ ما هم‌ وارد مرحله‌ تداخل‌ در محيط‌ كار و اوقات‌ فراغت‌ شده‌ است‌، پس‌ بايد اين‌ مساله‌ به‌ درستي‌ مورد بررسي‌ قرار گيرد تا بتوانيم‌ با شناخت‌ مساله‌ به‌ سوالات‌ زير پاسخ‌ دهيم‌:
آيا نگراني‌هايمان‌ بجاست‌?
آيا بيش‌ ازاندازه‌ در اين‌ رابطه‌ نگرانيم‌?
آيا خود اين‌ نگرانيها ناشي‌ از اين‌ دوره‌ جديد است‌?
تا چه‌ حدي‌ بايد سياستگذاري‌ كنيم‌?
نكته‌ بسيار مهم‌ در اين‌ مرحله‌ نقش‌ نظارتي‌ است‌ كه‌ بايد وجود داشته‌ باشد. در حقيقت‌، دولت‌هاي‌ جديد نمي‌توانند وارد امر برنامه‌ريزي‌ تكنيكي‌ شوند، چون‌ واقعا مشكل‌ است‌. يعني‌ بايد برنامه‌ريزي‌ صورت‌ گيرد و اجراي‌ آن‌ به‌ خود ذينفعان‌ سپرده‌ شود. اما دولت‌ همواره‌ و در تمامي‌ مراحل‌ بايد نقش‌ نظارتي‌ خود را ايفا كند.
البته‌ گفت‌وگو و تعامل‌ بين‌ دولت‌ و ذينفعان‌ نيز بايد پايدار باشد و دايما بايد خانواده‌، دولت‌ و دستگاههاي‌ ارتباطي‌ جمعي‌ با يكديگر ارتباط‌ داشته‌ باشند، تا از نگراني‌هاي‌ هر كدام‌ كاسته‌ شود. مثلا اطلاعات‌ جديد به‌ افراد داده‌ شود، تجربيات‌ كشورهاي‌ ديگر در اختيارشان‌ قرار گيرد و ...
به‌ نظر من‌ اوقات‌ فراغت‌ منحصر به‌ تابستان‌ و اوقات‌ تعطيل‌ نيست‌ و البته‌ منحصر به‌ جوانان‌ نيز نيست‌. مثلا مي‌شود پرسيد: مرز بين‌ نوجوان‌ كجاست‌? تقسيم‌ بندي‌ نوجوان‌، جوان‌ و ميانسال‌ بر اساس‌ تقسيم‌ بندي‌ بيولوژيكي‌ است‌. مثلا مي‌گوييم‌ چون‌ فرد در اين‌ سن‌ قرار دارد، انتظار اين‌ رفتارها مي‌رود. ولي‌ اگر توجه‌ كنيم‌، قرار گرفتن‌ در اين‌ عصر باعث‌ شده‌ مرز بين‌ سنين‌ شكسته‌ شده‌ و رفتارها در سنين‌ مختلف‌ به‌ غير از آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ از آن‌ سن‌ انتظار مي‌رود. مثلا الان‌ شاهد هستيم‌ كه‌ حتي‌ كودك‌ 5 ساله‌ داشتن‌ تلفن‌ همراه‌ را درخواست‌ مي‌كند. به‌ هر حال‌ اين‌ وسيله‌ رفاهي‌ و ارتباطي‌ بر روي‌ او تاؤير مي‌گذارد. پس‌ ورود به‌ عصر جديد مرزهاي‌ سني‌ و رفتاري‌ را از بين‌ برده‌ است‌. پس‌ مي‌توانيم‌ بگوييم‌ ذخيره‌ اطلاعات‌ افراد، ممكن‌ است‌ مرزبندي‌هاي‌ بيولوژيكي‌ را محو كند. البته‌ درست‌ است‌ كه‌ تمامي‌ سنين‌ داراي‌ اوقات‌ فراغت‌ هستند، اما چون‌ اكثر افراد جامعه‌ ما جوان‌ هستند و جنبه‌ آسيبي‌ هم‌ بيشتر در مورد اين‌ قشر مطرح‌ است‌، بيشتر در برنامه‌ريزي‌ براي‌ اوقات‌ فراغت‌، از جوانان‌ ياد مي‌شود. البته‌ اين‌ نگراني‌ هم‌ ناشي‌ از حضور در جامعه‌ پربيم‌ و هم‌ بخاطر خود ويژگي‌ جوانان‌ است‌. همين‌ مساله‌ نگراني‌ها را مضاعف‌ كرده‌ است‌. پس‌ ه
مگام‌ با ورود به‌ جامعه‌ جديد، شيوه‌هاي‌ قديمي‌ هم‌ از بين‌ مي‌رود و بايد شاهد شيوه‌هاي‌ جديدي‌ براي‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ باشيم‌. چون‌ در دوره‌ جديد فرض‌ بر اين‌ است‌ كه‌ فرد فعال‌ تر شده‌ و با فرد فعال‌ نمي‌توانيم‌ مانند فرد منفعل‌، برنامه‌ريزي‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ داشته‌ باشيم‌. در حقيقت‌ با ورود به‌ عصر جديد، خواسته‌ها نيز كاملا تغيير كرده‌ است‌.
اوقات‌ فراغت‌ در شكل‌گيري‌ سبك‌هاي‌ زندگي‌ جوانان‌ چه‌ تاؤيري‌ دارد?
اين‌ مساله‌ بسيار مهم‌ است‌. يكي‌ از ويژگيهايي‌ كه‌ در حال‌ حاضر دوره‌ جديد را با آن‌ مشخا مي‌كنند، سبكهاي‌ زندگي‌ است‌. سبك‌ زندگي‌ در حقيقت‌ نشان‌ دهنده‌ ارزشها، هنجارها، خواسته‌ها، تمايلات‌ و... هر فرد است‌. در حال‌ حاضر افراد هويت‌ اجتماعي‌ خود را از طريق‌ سبك‌هاي‌ زندگي‌ خود نشان‌ مي‌دهند. در گذشته‌ براي‌ شناسايي‌ هويت‌ اجتماعي‌ فرد، بايد ابتدا طبقه‌ او را تشخيا مي‌داديم‌. الان‌ اگر بخواهيم‌ هويت‌ فرد را بشناسيم‌، بايد سبك‌ زندگي‌ او را بشناسيم‌. از سوي‌ ديگر بايد اشاره‌ كرد، اوقات‌ فراغت‌ هر فردي‌ متناسب‌ با سبك‌ زندگي‌ اوست‌. مثلا در حال‌ حاضر فرد با گوش‌ دادن‌ به‌ نوع‌ خاصي‌ از موسيقي‌ يا پوشيدن‌ لباسي‌ خاص‌، سبك‌ زندگي‌ وهويت‌ اجتماعي‌ خود را نشان‌ مي‌دهد.
در حقيقت‌ ما مي‌توانيم‌ بگوييم‌، اوقات‌ فراغت‌ و سبك‌ زندگي‌ به‌ هم‌ مربوط‌ بوده‌ و در هم‌ تنيده‌ شده‌اند. در حال‌ حاضر اگر بخواهيم‌ اوقات‌ فراغت‌ را بررسي‌ كنيم‌، بايد ابتدا سبك‌ زندگي‌ را مورد بررسي‌ قرار دهيم‌. سبك‌هاي‌ زندگي‌ نوعي‌ ويژگي‌ داند كه‌ گفته‌ مي‌شود، خود استهزا كننده‌ هستند. مثلا اگر قبلا كسي‌ به‌ يك‌ كنسرت‌ مي‌رفت‌، هويت‌ طبقاتي‌ خود را نشان‌ مي‌داد و جزو طبقات‌ بالا محسوب‌ مي‌شد يا اگر كسي‌ به‌ تماشاي‌ مسابقات‌ فوتبال‌ مي‌رفت‌، طبقه‌ او طبقه‌ كارگر محسوب‌ مي‌شد. اما در حال‌ حاضر چون‌ افراد از هويت‌ طبقاتي‌ خودشان‌ فاصله‌ گرفته‌اند، پس‌ اين‌ امور نمي‌تواند نشان‌ دهنده‌ طبقه‌ آنها باشد. حتي‌ لباس‌ نيز در قبل‌ نشان‌ دهنده‌ طبقه‌ افراد بود، ولي‌ اكنون‌، همه‌ اين‌ تقسيم‌ بندي‌ها به‌ هم‌ خورده‌ است‌. پس‌ در حال‌ حاضر با سبك‌ زندگي‌ است‌ كه‌ طبقه‌ افراد تعيين‌ مي‌شود و همچنين‌ سبك‌ زندگي‌ بر روي‌ نوع‌ اوقات‌ فراغت‌ افراد تاؤير مي‌گذارد.
در حقيقت‌، در حال‌ حاضر نمي‌توان‌ از كسي‌ پرسيد كه‌ نوع‌ اوقات‌ فراغت‌ شما چيست‌? پس‌ طبقه‌ شما يعني‌ اين‌ يا سبك‌ زندگي‌ شما يعني‌ آن‌. برعكس‌ اين‌ قضيه‌ خيلي‌ صادق‌ است‌، يعني‌ مي‌توان‌ از فرد پرسيد كه‌ سبك‌ زندگي‌ شما چيست‌? پس‌ مي‌توان‌ حدس‌ زد كه‌ نوع‌ فراغت‌ شما كدام‌ است‌ يا اينكه‌ شما به‌ كدام‌ طبقه‌ تعلق‌ داريد.
البته‌ نكته‌ آسيبي‌ اين‌ قضيه‌، تصويرهايي‌ است‌ كه‌ در هر موردي‌ )لباس‌، پوشش‌، فيلم‌، رفتار و ...( به‌ افراد )با سبك‌ها و طبقه‌هاي‌ مختلف‌( از طريق‌ وسايل‌ ارتباطي‌ گوناگون‌، داده‌ مي‌شود. اين‌ امر حتي‌ ممكن‌ است‌ نابرابري‌هايي‌ را نيز ايجاد كند. چرا كه‌ تمامي‌ افراد نمي‌توانند تامين‌ كننده‌ چنين‌ خواسته‌هايي‌ باشند. از اين‌ جهت‌ نوعي‌ نابرابري‌ ايجاد مي‌شود كه‌ مي‌تواند به‌ معناي‌ آسيب‌ نيز باشد.
البته‌ آسيب‌ بيشتر به‌ اعتيادها باز مي‌گردد. مثلا اعتياد اينترنتي‌. اين‌ نوع‌ آسيب‌ها هم‌ نوعي‌ از آسيبهاي‌ اوقات‌ فراغت‌ هستند كه‌ تنها در سياستگذاري‌ها مي‌توانيم‌ جلوي‌ وقوع‌ آنها را بگيريم‌. اگر دولت‌ بخواهد نقش‌ مطرحي‌ داشته‌ باشد، بايد خود را در مواجهه‌ با فرد فعالي‌ در نظر بگيرد و اين‌ فعاليت‌ را از طريق‌ همين‌ گفتمان‌ فراغتي‌ شكل‌ دهد.
آيا «كاري‌ نكردن‌»، «پرسه‌ زدن‌»، «تنها بودن‌ براي‌ فكر كردن‌» يا «سخن‌ گفتن‌ با دوستان‌»، به‌ عنوان‌ بخش‌ خيلي‌ بزرگي‌ از اوقات‌ فراغت‌ جوانان‌، زيان‌ آور است‌?
من‌ در مورد زيان‌ آوري‌ اين‌ قضيه‌، ترديد دارم‌. بگذاريد مثالي‌ برايتان‌ بزنم‌. ما در حال‌ حاضر وارد جامعه‌ مصرفي‌ شده‌ايم‌. اين‌ جامعه‌ مصرفي‌ ما را به‌ سمت‌ توليد بعضي‌ از كالاها مي‌برد. بنابراين‌ شهر گسترش‌ يافته‌ و حوزه‌هاي‌ خريد، پاساژها و مراكز خريد نيز شكل‌ مي‌گيرد. اين‌ مراكز، حوزه‌هاي‌ ناشناخته‌يي‌ را به‌ وجود مي‌آورد كه‌ افراد سعي‌ مي‌كنند در اين‌ حوزه‌ها خود را ارضا كنند. مثلا فرض‌ كنيد فردي‌ كه‌ در مراكز محلي‌ خريد مي‌كرده‌، چون‌ در مقابل‌ چشم‌ آشنايان‌ بود، بيشتر لذت‌ مي‌برد تا اينكه‌ به‌ مركز خريد بزرگي‌ در مركز شهر مراجعه‌ كند. از اين‌ جهت‌ هيچ‌ آسيبي‌ وجود ندارد و آسيبي‌ نيز ايجاد نمي‌كند. در اين‌ مورد پرسه‌ زدن‌ حتي‌ به‌ آزاد كردن‌ نيروهاي‌ يك‌ فرد نيز كمك‌ مي‌كند.
از طرف‌ ديگر جلوي‌ اين‌ قضيه‌ را نمي‌توانيم‌ بگيريم‌، چون‌ حوزه‌هاي‌ مصرف‌ در حال‌ گسترش‌ است‌ و دايما خط‌ و خطوطها و فضاهاي‌ بيشتري‌ به‌ وجود مي‌آورد. در حقيقت‌ با اين‌ كار مسيرهاي‌ مشخصي‌ ايجاد مي‌شود تا افراد در آنها قرار گيرند و به‌ تخليه‌ انرژي‌ بپردازند. پس‌ اينكه‌ مراكز خريد بزرگي‌ ايجاد كنيم‌ كه‌ در آنها، كتابفروشي‌، سينما، باشگاه‌، استخر و ... موجود باشد، و افراد 5 ساعت‌ از وقت‌ روزانه‌ خود را به‌ گردش‌ در اين‌ مركز بپردازند، امري‌ آسيبي‌ به‌ نظر نمي‌رسد. به‌ نظر من‌ تكرار و وسواس‌ يك‌ امر جنبه‌ آسيبي‌ ايجاد مي‌كند. مثلا اعتياد به‌ دوستي‌ نداشتن‌، اعتياد به‌ همراهي‌ هميشگي‌ دوستان‌، به‌ حدي‌ كه‌ فرد را از حوزه‌هاي‌ ديگر مثل‌ كار و خانواده‌ دور كند. البته‌ به‌ اين‌ نكته‌ نيز بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ دستگاههاي‌ جديد يا دنياي‌ جديد الكترونيكي‌ ممكن‌ است‌ خيلي‌ به‌ اين‌ مساله‌ دامن‌ زده‌ باشد.
به‌ نظر من‌، جامعه‌ بايد به‌ سمت‌ تكثر اوقات‌ فراغت‌ برود. يعني‌ فقط‌ اين‌ نباشد كه‌ فرد يك‌ نوع‌ اوقات‌ فراغت‌ داشته‌ باشد. مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ ما در اوقات‌ فراغت‌ نوعي‌ تعادل‌ و تنوع‌ ايجاد كنيم‌، البته‌ داشتن‌ امكانات‌ نيز در اجراي‌ اين‌ ايده‌ بسيار ضروري‌ است‌.
در جامعه‌ ما بيكاري‌ زياد است‌ و يكي‌ از پديده‌هاي‌ بيكاري‌ اين‌ است‌ كه‌ اوقات‌ فراغت‌ مولد افراد را از بين‌ مي‌برد. ممكن‌ است‌ شما وقتي‌ كار مي‌كنيد، با خود بگوييد: خب‌ الان‌ بهتر است‌ 2 ساعت‌ هم‌ به‌ استخر بروم‌ ولي‌ يك‌ آدم‌ بيكار هيچ‌ تمايلي‌ به‌ حضور در استخر نداشته‌ باشد. اتفاقا وظيفه‌ دولت‌ در اينجا تنها اين‌ نيست‌ كه‌ براي‌ بيكاران‌ موقعيت‌ كاري‌ ايجاد كند. ممكن‌ است‌ بهتر اين‌ باشد كه‌ از طريق‌ ايجاد اماكني‌ چون‌ استخر، ميادين‌ ورزشي‌ و جاهايي‌ كه‌ افراد بتوانند به‌ نوعي‌ توانايي‌هايشان‌ را نشان‌ دهند و درعين‌ حال‌ اوقات‌ فراغت‌ خود را نيز بگذرانند، فرد را براي‌ كار نيز آماده‌ كرد. مثلا فرد بيكاري‌ كه‌ شروع‌ به‌ ورزش‌ مي‌كند و براي‌ رسيدن‌ به‌ قهرماني‌ تلاش‌ مي‌كند، از طريق‌ همين‌ جدي‌ بودن‌ در ورزش‌، جدي‌ بودن‌ دنبال‌ كار را نيز پيگيري‌ مي‌كند. در اين‌ مرحله‌، فرد از اوقات‌ فراغت‌ به‌ سمت‌ كار مي‌رود. در حقيقت‌ با استفاده‌ از صفت‌ فراغتي‌ بودن‌ جامعه‌ و برنامه‌ريزي‌ در اين‌ زمينه‌، به‌ سمت‌ موفقيت‌ در حيطه‌ كار نيز حركت‌ مي‌كنيم‌.
آيا تفريح‌ كردن‌ به‌ معناي‌ به‌ بطالت‌ گذراندن‌ است‌ و بايد سعي‌ شود در مدت‌ زمان‌ تفريح‌، جوانان‌ دچار آسيب‌ نشوند?
به‌ هيچ‌ وجه‌ نبايد به‌ اين‌ صورت‌ فكر كرد. در تمام‌ اين‌ اوقات‌ فراغت‌ از تفريح‌ تا كارهاي‌ ديگر، نوعي‌ توليد فرهنگي‌ در حال‌ شكل‌ گيري‌ است‌. بگذاريد مثالي‌ برايتان‌ بزنم‌، الگويي‌ كه‌ در غرب‌ در حال‌ شكل‌ گيري‌ است‌، اوقات‌ فراغت‌ بر محور خانه‌ است‌. با بررسي‌هايي‌ كه‌ انجام‌ داده‌اند به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌ اين‌ شكل‌ گيري‌ بسيار مضر است‌. چون‌ سرمايه‌ اجتماعي‌ يعني‌ ارتباطات‌، اعتماد و رابطه‌ بين‌ افراد را كاهش‌ مي‌دهد، نوع‌ خانواده‌ را از نوع‌ هسته‌يي‌ به‌ انواع‌ مختلف‌ ديگر تبديل‌ مي‌كند و حتي‌ در بعضي‌ از اوقات‌ توليد كننده‌ آسيبهايي‌ است‌ كه‌ حتي‌ گاهي‌ اوقات‌ بطور روشن‌ قابل‌ مشاهده‌ نيست‌. در انگلستان‌ يكي‌ از چاره‌هاي‌ كاهش‌ هزينه‌هاي‌ درماني‌ را تغيير رفتارهاي‌ فراغتي‌ افراد كه‌ در خانه‌ صورت‌ مي‌گيرد، اعلام‌ كرده‌اند. اوقات‌ فراغت‌ خانه‌ محور اوقات‌ فراغتي‌ است‌ كه‌ روز به‌ روز فردگرايي‌ فرد را افزايش‌ داده‌ و حس‌ اجتماعي‌ او را كاهش‌ مي‌دهد. اين‌ نوع‌ اوقات‌ فراغت‌ نوعي‌ اوقات‌ فراغت‌ آسيبي‌ است‌.
پس‌ خود اوقات‌ فراغت‌ و تفريح‌، آسيب‌ ايجاد نمي‌كند بلكه‌ بعضي‌ از انواع‌ اجراي‌ اوقات‌ فراغت‌ آسيب‌ زا است‌.
گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ بيشتر به‌ صورت‌ جمعي‌ موؤر است‌ يا به‌ صورت‌ فردي‌?
رشد آيين‌هاي‌ شخصي‌ كه‌ در شكل‌ اوقات‌ فراغت‌ انجام‌ مي‌شود، يكي‌ از پديده‌هاي‌ بسيار مضر در دنياي‌ مدرنيته‌ متاخر است‌. اوقات‌ فراغت‌ فردي‌ )خانه‌ محور( نشانه‌ سنت‌ زدايي‌ است‌. اگر توجه‌ كنيم‌ يكي‌ از ويژگيهاي‌ سنت‌، برگزاري‌ آيين‌هاي‌ جمعي‌ است‌. ويژگي‌ جمعي‌ بودن‌ اين‌ آيين‌ها به‌ آنها امنيت‌ و اطمينان‌ مي‌دهد چرا كه‌ به‌ علت‌ خودكنترلي‌ جمع‌ و هنجارها كاري‌ كه‌ آسيبي‌ باشد در جمع‌ صورت‌ نمي‌گيرد. پس‌ اوقات‌ فراغت‌ فردي‌ )خصوصي‌( جنبه‌ آسيبي‌ پيدا كرده‌ و انواع‌ اعتيادهاي‌ جديد )مثل‌ اعتياد اينترنتي‌( به‌ دليل‌ رشد آيين‌هاي‌ شخصي‌ است‌. البته‌ به‌ وجود آمدن‌ آيين‌هاي‌ شخصي‌ يكي‌ از ويژگيهاي‌ مدرنيته‌ بوده‌ و گريزناپذير است‌، ولي‌ بايد توجه‌ شود كه‌ چگونه‌ برگزار مي‌شود. اينجاست‌ كه‌ من‌ پيشنهاد مي‌كنم‌،سعي‌ شود حوزه‌ مفاهمه‌ را افزايش‌ دهيم‌، چون‌ خود فرد هم‌ نمي‌خواهد به‌ خود صدمه‌ بزند ولي‌ ناخودآگاه‌ در سيكلي‌ قرار مي‌گيرد كه‌ تمام‌ اوقات‌ فراغتش‌ را در حوزه‌ خصوصي‌ و به‌ دور از اجتماع‌ انجام‌ مي‌دهد. البته‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ اوقات‌ فراغت‌ جمعي‌ و رسيدن‌ به‌ نوعي‌ آسايش‌ رواني‌ بايد به‌ گونه‌يي‌ باشد كه‌ شركت‌ در آن‌ براي‌ افراد جالب‌تر از اوقات‌ فراغت‌ خصوصي‌ آنها بوده‌ يا لااقل‌ در يك‌ سطح‌ قرار داشته‌ باشد. در غير اين‌ صو
رت‌ فرد ترجيح‌ مي‌دهد همان‌ اوقات‌ فراغت‌ خصوصي‌ و آسيبي‌ خود را داشته‌ باشد و از گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ به‌ صورت‌ جمعي‌ دوري‌ كند.
به‌ نظر من‌ مساله‌ گفتمان‌هاي‌ فراغتي‌ مساله‌ بسيار مهمي‌ است‌ و همه‌ بايد با آن‌ درگير شوند. و دولت‌ بايد سياستگذاري‌هايش‌ را از درون‌ نتايج‌ اين‌ گفتمان‌ها بيرون‌ آورد. چرا كه‌ بايد بداند كه‌ بالاخره‌ خود جوانها در اين‌ رابطه‌ چه‌ فكر مي‌كنند. )بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ هرقدر رفتارهاي‌ افراد جامعه‌ آسيبي‌ باشد، در حقيقت‌ به‌ ضرر دولت‌ نيز هست‌ و هزينه‌هاي‌ دولت‌ بالا مي‌رود(. به‌ نظر من‌ بايد در اولويت‌ بندي‌هايي‌ كه‌ دولت‌ براي‌ خود قايل‌ است‌، جايگاه‌ و اولويت‌ بهتر و مناسب‌ تري‌ براي‌ اوقات‌ فراغت‌ در نظر بگيرد. در حقيقت‌ بايد خود جوانها را درگير كرد و مساله‌ را از طريق‌ خود آنها شناخت‌، در نهايت‌ برنامه‌ريزي‌ با هدف‌، بسيار موؤر است‌.
طبقه‌، جنسيت‌ و سن‌ در نوع‌ اوقات‌ فراغت‌ چقدر موؤر است‌?
در مورد طبقه‌ به‌ نظر مي‌رسد وارد دوره‌يي‌ شده‌ ايم‌ كه‌ طبقه‌ در نوع‌ اوقات‌ فراغت‌ زياد اهميت‌ ندارد.
جنسيت‌ روز به‌ روز اهميت‌ بيشتري‌ پيدا مي‌كند. بخصوص‌ در مورد زنان‌، هويت‌ جنسيتي‌ زنانه‌ در حال‌ شكل‌ گيري‌ است‌. كه‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از شاخصه‌هاي‌ توسعه‌ پايدار، محسوب‌ مي‌شود. يعني‌ هرقدر برابري‌ بين‌ دو جنس‌ افزايش‌ يابد، دستيابي‌ به‌ توسعه‌ نزديكتر شده‌ و توسعه‌ نيز پايدارتر است‌. مثلا دستيابي‌ زنان‌ به‌ بازار كار، باعث‌ دسترسي‌ آنها به‌ تسهيلات‌ اين‌ محيط‌ مي‌شود و در نتيجه‌ در نوع‌ اوقات‌ فراغت‌ آنها نيز تاؤير مي‌گذارد. بنابراين‌ يك‌ سياستگذار بايد به‌ درصد جنسيت‌ جامعه‌ توجه‌ كند تا تسهيلاتي‌ كه‌ ايجاد مي‌كند متناسب‌ با اين‌ جمعيت‌ باشد.
سن‌ هم‌ مي‌تواند موؤر باشد. اما بايد توجه‌ داشته‌ باشيم‌، نظريه‌هاي‌ بيولوژيكي‌ در حال‌ تغيير است‌. مثلا نوجوان‌ با قرار گرفتن‌ در محيط‌ جديد و عصر جديد با امكانات‌ و تسهيلات‌ زياد، ممكن‌ است‌ همان‌ قدر تنوع‌ در اوقات‌ فراغت‌ را بخواهد كه‌ يك‌ جوان‌ خواستار آن‌ است‌.
آيا با تجزيه‌ و تحليل‌ فعاليتهاي‌ اوقات‌ فراغت‌ در دوره‌ نوجواني‌ و جواني‌ افراد، مي‌توانيم‌ در مورد نوع‌ زندگي‌ آنها در آينده‌ )يعني‌ اينكه‌ چگونه‌ درباره‌ طرز زندگي‌ خود تصميم‌ گيري‌ مي‌كنند(، اظهار نظر كنيم‌?
بله‌. به‌ نظر من‌ مي‌توانيم‌ از روي‌ نوع‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ فرد، رفتار و سبك‌ زندگي‌ او را حدس‌ بزنيم‌. حتي‌ با مشخا كردن‌ رفتار افراد، مي‌توانيم‌ الگوهاي‌ رفتاري‌ جامعه‌ را مشخا كنيم‌ و بگوييم‌ جامعه‌ به‌ كدام‌ سمت‌ در حال‌ حركت‌ است‌. و اينجاست‌ كه‌ برنامه‌ريزي‌ بسيار مهم‌ واقع‌ شده‌ و به‌ نوعي‌ تعيين‌ كننده‌ سرنوشت‌ و نوع‌ تصميم‌گيري‌ آينده‌ جامعه‌ است‌. در حقيقت‌ مي‌توان‌ با تجزيه‌ و تحليل‌ رفتارهاي‌ فراغتي‌ افراد و برنامه‌ريزي‌ براي‌ تغيير آنها الگوهاي‌ فراغتي‌ آينده‌ را مشخا كرد. البته‌ امر اوقات‌ فراغت‌ يك‌ امر فرابخشي‌ است‌. يعني‌ قطعا با مسائل‌ اقتصادي‌، فرهنگي‌ و... در ارتباط‌ روبرو هستيم‌. يعني‌ برنامه‌ريزي‌ براي‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان‌ محدود به‌ يك‌ حيطه‌ و يك‌ بخش‌ نيست‌. و موضوع‌ فراغت‌، موضوعي‌ چند رشته‌ است‌. پس‌ در حوزه‌هاي‌ سياستگذاري‌ براي‌ اوقات‌ فراغت‌ به‌ حضور متخصصان‌ روانشناسي‌، اقتصاد، فلسفه‌، اخلاق‌، جامعه‌ شناسي‌ و ... نياز است‌.
در حقيقت‌ به‌ قضيه‌ اوقات‌ فراغت‌ بايد با ديدي‌ كلان‌ نگريسته‌ شده‌ و از سطحي‌ نگري‌ دوري‌ كرد.



آدرس دنبالک: http://www.aa-saeidi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/194
لینک ثابت: http://www.aa-saeidi.com/course/archives/000319.php