مربوط به: جامعه‌شناسی اوقات فراغت January 10, 2010

در ستایش فراغت

برتراند راسل در اولین مقاله کتاب در ستایش فراغت (ترجمه ابراهیم یونسی - نشر اندیشه - 1349، صص 207 الی 223) می گوید من با این حرف که گفته می شود شیطان همیشه برای دستهای بیکار کار بدی می یابد مخالفم.چرا اینقدر باید بر طبل حقانیت کار زد و از فراغت دوری جست. چوت که کار مولد است و فراغت نامولد؟ پس این حرف ارسط چه می شود که فراغت را ذوج کار می داند و زمانهای فراغت را زمان تولید فرهنگی! راسل می پرسد چرا می گویند کار همیشه دارای حقانیت است و بیکاری کاهلی و تنبلی. چرا همیشه آدمی که پس انداز می کند و مصرف نمی کند محترم تر است. مگر نه اینکه اگر پس انداز کنیم نخواهیم گذاشت بهره ای از پولمان به دیگران برسد. او می گوید در جهان جدید آنچه بدی می آورد از کار است و آنچه خوبی است از دنیای کسانی که کار و بازار کار را می چرخانند یعنی کارفرمایان. او می گوید برای خوشبختی بیشتر باید در کاهش سازمان یافته کار کوشید. مردم باید کار کنند که کسان دیگری بیکار باشند. در ستایش فراغت یعنی چرا مردم کار کنند و کار برای آنها حق باشد اما برای کسان دیگری ناحق.
راسل پیشایش به استقبال این زمان رفته بود. زمانی که جامعه کنونی جامعه فراغتی می گردد. اما نه او و نه کسان دیگری پیش بینی نمی کردند که زمانهای فراغت افراد زمانهایی با فراغ بال نیست و انسانهای بازاندیش خود گرفتار نگرانی ها و بیم هایی در این ایام هستند.

آدرس دنبالک: http://www.aa-saeidi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/279
لینک ثابت: http://www.aa-saeidi.com/course/archives/000452.php