February 01, 2010

طرح تحول اقتصادی اجرائی است؟

طرح تحول اقتصادی یا طرح حذف یارانه ها مدتهاست که مورد بحث است از چند سال گذشته تا بحال. خاستگاه طرح نیز بر می گردد به وجود یک دولت رانتیه که می تواند با اتکا به درامدهای نقتی طبقات اجتماعی را به خود متکی کند و آن ها نه تنها از پرداخت مالیات معاف کند بلکه از برخورداری از حق پرسش از چگونگی هزینه شدن درامدها نیز معاف سازد. چرا که کسی که مالیات دهنده نیست معمولا حق پرسش از چیزی ندارد . می گویند این دولتها مردم را به دنبال خوشان می کشانند. حالا سوال اینجاست که چه شده است که دولت ها در پی اصلاح این مساله هستند. دولت بعد از انقلاب مشکلاتی داشت. در دوره جنگ که مساله تشدید شد و به همه کوپن داده می شد. بعد از جنگ دولت کم کم به فکر چاره افتاد اما هر بار که می خواست این کار انجام دهد پیامدهای اجتماعی اش او را نگران می کرد یعنی تغییر جایگاه اجتماعی دولت و گروه های حمایت کننده. یک دلیل دیگر هم بازتابی شدن دولت است که این نوع پرداختها طبقات اجتماعی را به دولت وابسته می سازد نه بر عکس. لذا در برنامه سوم مساله صندوق ذخیره و غیره پیش آمد. دلیل دومش هم این است که درامدهای سرشار نفتی رو به پایان است.
نتیجه اجرای این طرح اگر عملی شود تغییرات نامشخص در میزان و شدت حمایت گروه های مختلف مردم از دولت است که تا بحال از این طریق به دولت وابسته بوده اند. به این خاطر هم مردم نسبت به خوشه بندی مرکز آمار ایران برای دریافت یارانه نقدی، واکنش نشان داده اند. چون چتر حمایتی یارانه ها به تور ایمنی تبدیل می شود و اگر باران تورم مستقیم و غیر مستقیم ببارد دیگر چتری در کار نیست.
بحث ها و اعتراضات کار را دارد به جایی می کشاند که دولت بگوید به همه یارانه نقدی می دهیم. در این صورت دولت تفاوت قیمت جاری و قیمت واقعی آن را صرفه جویی می کند و مردم هم تا حدی در مصرف کالاهایی که یارانه اش حذف شده. این طرح در سال 1371 هم مطرح بود و در مورد پرداخت یارانه نقدی مرغ انجام شد. ولی در آن موقع کوپن مرغ حذف شد اما یارانه نقدی را هم ندادند. و تا مدتی مردم نسبت به یارانه نقدی بدبین بودند. بعدا قرار شد یارانه نان هم نقدی شود که انجام نشد. مشکل این کار در آن موقع امکان پراخت نقدی از طریق بانکها بود. اگر این امر حالا فراهم شده باشد بهترین شیوه ممکن است.
مطلب دیگر این است که به نظر می رسد اعتراضات به راستی آزمایی دولت موجه باشد چون دولت نه در نظر و نه در عمل اطلاعات کافی ندارد به همین دلیل نیز بود که به خود اظهاری روی آورد. نظام خود اظهاری بر این اساس عمل می کند که فرد به خاطر پیامدهای سنگین اظهار غلط خود واقعیت را می گوید و راستی آزمایی دولت ها نیز تصادفی انجام می شود. البته این دو مورد دولتهایی است که قانون مو به مو انجام می شود . ولی اگر در این راستی آزمایی تصادفی کسی شکست بخورد تا مدتها در نمونه تصادفی می ماند.

 (0) نظر - (0) دنبالک - لینک
 January 31, 2010

بازهم کلنگی شدن

گفته شد که که اصولا تخصص ما ایرانی ها در یافتن هرچیز کلنگی است و اگر هم نیابیم کلنگی اش می کنیم. مقاله دکتر کاتوریان را که در مجله بخارا ترجمه شده بود در اینجا می گذارم تا نیاز به اطاله کلام نباشد اما بعد از سازمان مدیریت و برنامه ریزی که کلنگی شد در روزهای گذشته موسسه عالی پژوهش و تامین اجتماعی بود که یک شبه پلمپ شد یعنی کلنگی شد . محققانش را منتقل کردند به شرکت خانه سازی. به نظرم خاصیت کلنگی کردن ویژگی ایرانی هاست صرف نظر از منزلت اجتماعی و اقتصادی شان.

 (0) نظر - (0) دنبالک - لینک
 January 17, 2010

خیابان گرگان

نمی دانم چرا یکهو یاد خیابان گرگان افتادم. سالهای زندگی در آن سالهای تلخ و شیرینی است. هرچه بزرگتر می شدم بیشتر از آنجا بدم می آمد. اما حالا با فاصله ای دو دهه ای سخت بفکرش هستم. ساده است چون خاطراتم در آنجا گیر کرده است. این را می نویسم تا روزی منوگرافی اش را بنویسم. از سر خیابان که با سینما شهناز شروع می شد تا فروشگاه کفش ملی در میدان ثریا روبروی کلانتری 6. از دکان سنگکی تا نانوایی خراسونی که شاطرش توی زمین جا کنده بود تا نون بزند توی تنور. از خانه های قوطی مانند که حالا تنها فرقش این شده که تعداد قوطی ها را اضافه کرده اند... از آدمهای چشم خیره اش که دنبال شکار لحظه ها یکدم دیگران را می پایدند... از کاسبهایش و شیطنت های آخر شب... از مردم همه فرقه اجتماعی اش که در راه گذار و تحرک اجتماعی قرار بود مدتی در این خیابان بمانند... همین باشد تا روزی دیگر

 (0) نظر - (0) دنبالک - لینک
 January 11, 2010

" کلنگی" شدن

نمی خواهم چیزی در مورد مسکن بگویم. شرایط مسکن در حال حاضر رکودی است و خانه های کلنگی هم خریدار چندانی ندارند. اما این باعث نمی شود که "کلنگی شدن" در رکود باشد. کلنگی شدن در همه امور و همه زمانها در تاریخ ایران در رونق بوده است. رونق مداوم، آن را نهادینه یا به عبارتی پایدار کرده است. این مفهوم موضوع یکی از مقالات کتاب "هشت مقاله در تاریخ و ادب معاصر" سال 1385 ، نشر مرکز است که دکتر همایون ( محمد علی ) کاتوزیان نویسنده آن است. این مقالات قبلا در نشریات ایرانشناسی و ایران نامه در امریکا چاپ شده بود.

 (0) نظر - (0) دنبالک - لینک
 January 09, 2010

مواظب پیچ تاریخ باشیم

مدتی است که این دفتر را باز نکرده ام. کم کم دارد نوشتن یادم می رود. حقیقت شاید این باشد که در فضای مجازی آدم بیشتر دویت دارد ببیند تا بنویسد. به علاوه و مزید بر علت ، حس می کنم نوشتن در این دوره که حوادث به سرعت می گذرند سخت است و انسان را عصبی می کند - گاهی نیز افسرده - چون تسلطی بر روندهای فکری، گفتمان و روند حوادث نداری.

نمی دانم در تصویر ساخت - کنش، این کنش های ماست که چنین سخت و تند می تازاند یا ساختهای جامعه. اگر کنش ها باشد که همه به یکدیگر قول می دهند که مدارا پیشه کنند و مدنی بمانند. اما اگر این ساختها باشند که حوادث را جریان می دهند تاریخ جز زیر و رو کردن چیزی ثبت نکرده است.
بهرحال در این تصویر اگر انسانهای زیادی باشند که در سیاست در پهنه ساختها کنشگری می کنند باید این حداقلها را بدانند که همه بخش های متضاد یک کل هستند که یا با هم می مانند یا همه با هم می روند. در عرصه سیاست و اجتماع هم چنین است. نوربرتو بابیو در کتاب چپ و راست به نکته مهمی اشاره می کند و می گویید اگر راستی وجود داشته باشد چپی هم است و اگر چپ نباشد راستی هم نیست. مساله این است که همه ما با مسائلی پیچیده و تازه روبرو شده ایم و به یک اندازه درگیر آن هستیم. هرکس اگر بخواهد دیگری را بیرون کند خودش را بیرون کرده است. مگر اینکه یک طرف بخواهد طرحی نو در اندازد. مسلما در این طرح خودش نیز نو می شود. باید سعی کنیم پیچ تاریخی را که در آن گرفتار آمده ایم در کمترین زمان طی کنیم.

 (0) نظر - (0) دنبالک - لینک
©This weblog is licensed under a Creative Commons License.