زیمل یکی از جامعه شناسانی است که کتابی حجیم نزدیک به 550 صفحه در فلسفه پول دارد. با این حال کمتر میان اقتصاددانان شناخته شده است. کتاب او را دیوید فریزبی به انگلیسی ترجمه کرده است. او از جمله معدود کسانی است که کمتر ارجاعی در کتابهایش مشاهده می شود و تک و توک به آدام اسمیت ارجاع داده است. اما در این کتاب ابعاد اجتماعی پول را مورد مطالعه قرار داده است. که در موارد مختلف بینش او را در مورد ارتباط پول و اعتماد یا توکل، ارتباط پول و اقتدار و ارتباط پول و احساسات و عواطف مطرح می کند.
او می گوید ارزش پول تا آنجایی که اقتدار (حاکم ) بر جامعه به او اجازه دهد و او را تضمین کند می تواند بسط یابد. یا می تواند تنها در درون حلقه اقتصادی گسترش یابد. در اینجا منظور او از حلقه اقتصادی همان نهادهای جامعه مدنی یعنی نهادهای صنفی اقتصادی مانند اتاق تجار و سندیکاها و غیره است که منافع افراد تاجر پیشه و صنعتگر را حمایت می کند و همچنین دولت به منزله دارنده منابع اقتداری. هر گاه این دو حمایت نباشنذ ارزش پول گسترش نمی یابد.
زیمل می گوید پول تحت محاصره احساساتی مانند تمایل و خواست، ترس و امید و دلواپسی قرار دارد. در حالیکه اعتماد اگر در جامعه وجود نداشته باشد جامعه نمی تواند وجود داشته باشد. در نتیجه بدون اعتماد و توکل نمی توان معاملات پولی در جامعه داشت. هر چقدر درجه اعتماد پایین باشد معاملات پولی کمتر می شود. اما زیمل می گوید اعتماد دارای دو عنصر اصلی است. اولی این حقیقت که اگر چیزی در گذشته رخ داده باشد محتملا در آینده نیز رخ می دهد. مردمی که از نوعی پول در معاملات خود استفاده می کنند به معاملات خود ارادمه می دهند. یعنی این نوع معامله را تجربه کرده اند. اما دومین عنصر به تجربه کاری ندارد و تقریبا نوعی ایمان شبه مذهبی است. این نوع اعتماد نه در معاملات پولی بلکه در معاملات اعتباری نیز موجود است. شایذ بتوان نتیجه گرفت که وجود هر نوع ایمان و اعتماد در جامعه معاملات پولی و اعتباری را افزایش می دهد. اگرچه باید بجز این نوع ایمان که بر نوعی اعتقاد غیر محاسبه گری استوار است باید تجربه معاملات موفق نیز در جامعه وجود داشته باشد.
بنابر این به نظر زیمل کاهش ارزش پول و دارندگانش را در جامعه باید در پناه رابطه آن با احساسات، اقتدار و اعتماد نگاه کرد. نکته ای که اقتصاددانان در بررسی اقتصادی پول از ان غفلت می کنند.