| March 20, 2005 | |||||
حق انتخاب |
|||||
|
بنظر من شاه بیت مدرنیته متاخر (Late Modernity) در یک کلمه خلاصه می شود حق + انتخاب=حق انتخاب. در هر حوزه نظری که مطالعه می کنید یا هر حوزه سیاست گذاری را که بنگرید مساله حق انتخاب مطرح است. تقریبا نمی توان نظری داد یا سیاستی اتخاذ کرد بدون در نظر گرفتن حق انتخاب. اگر جامعه مصرفی ( یا اکر دوست دارید اسمش را بگذارید جامعه مدرن، جامعه نمایشی پر مخاطره، جامعه پساکمیابی، جامعه دانش محور، جامعه اطلاعاتی و...) محور همه فعالیت ها حق انتخاب است. در مورد خدمات دولتی public services حق انتخاب به شدت موضوع مناقشه آمیزی شده است. مثلا در مورد یک نظام درمانی مجانی یعنی تقسیم عادلانه خدمات برای تمام افراد جامعه که بر اساس اصل انصاف است چطور می توان به مساله حق انتخاب بیماران توجه کرد؟ آیا این مساله با اصل انصاف و برابری (که تقریبا بر تمام خدمات دولتی کشورهای اروپایی حاکم است) منافات ندارد؟ آیا افزایش حق انتخاب به نفع برخی به زیان برخی دیگر نیست؟ جالب است بدانید که یکی از مدافعان حق انتخاب بیشتر برای بیماران سیاستمداران هستند. اگرچه نیت آنها از این امر همانا کاهش هزینه های دولتی است اما کیفیت خدامت به نحوه عادلانه توزیع شده نیز خود به نارضایتی بیشتر دامن زده است. این مساله بحث اساسی را بین نظریه پردازان و فلاسفه ایجاد کرده است. مثلا رابرت نوزیک فیلسوفی که کتاب پر نفوذ "آنارشی، دولت و جامعه آرمانی" نوشت با قدرت به سیاستهای اجتماعی و سایر اشکال مداخله دولت مانند مالیات گیری برای افزایش برابری یا ارائه خدمات دولتی حمله می کند. نوزیک استدلال خود را بر پایه تمایز بین شکلهای "طراحی شده"(patterened) و شکلهای "بی الگو و طرح" (non-patterned) از عدالت پایه ریزی می کند. براي اينكه استدلال پيچيده و جالب رابرت نوزيك را خلاصه بكنيم بايستي به نكته اي اساسي در انديشة او اشاره كنيم كه عبارت است از اينكه عدالت طراحی شده (Patterned justice) با ايدة مداخلة پايدار در زندگي مردم به منظور به وجود آوردن يك توزيع خاص درگیر است. به طور مثال الگوي خاص مالكيت يا الگوي خاص توزيع كالا، خدمات و یا فرصتهاي اشتغال. اين الگو بر اساس يك هدف خاص قرار گرفته است. براي مثال يك جامعه ممكن است تمايل قوي خاصي به ايدة پاداش به شايستگي وايدة توزيع منابع و پاداش برآن اساس داشته باشد. درمقابل ممكن است جامعه ديگري بر هدف برابر سازي بين افراد بدون توجه به شايستگي و اقدامات آنها تاكيد كند. اما بر اساس نظر نوزيك هر كوششي براي تقويت الگوهاي عدالت گرايش به ناديده گرفتن ارزشهاي والاي آزادي، كه اهميت زيادي دارند، خواهد شد و بدين سبب فلسفه نوزيك در حقيقت نمونه اي از اصول ليبرالي يا آزادي خواهي است. همین جا می توان ریشه های بحث حق انتخاب را دید که در دهه های اخیر وارد حوزه عملی زندگی شده است. |
|||||
|
|||||
