| January 27, 2006 | |||||
نظریه دستمزدها (گفتگو در قبرستان) |
|||||
|
(مربوط به گذشته ) بهشت زهرا واقع دنيايي است. امروز روز 12 ماه رمضان بازهم با اصرار مادرم به بهشت زهرا رفتيم. عليرغم درد پا و دست هيچ گاه از ياد پدرم خارج نشده. اين هم موضوعي است که مي خواهم در مورد مساله جنگ سنت و مدرنيته بعدا به آن اشاره کنم. باز هم سنگ فروشان مانند عقاب بر سر قبرها مي چرخيدند تا بازاريابي کنند. همين که سر قبر نشستیم چند نفري آمدند و از مرغوبيت سنگ هايشان گفتند. گفتيم هنوز تصميم به تعويض سنگ نگرفته ايم. يکي يکي مي آمدند و مي رفتند. چند بار فاتحه ما را قطع کردند.
بعد از چند ثانيه پسر جواني بين 22 تا 25 سال آمد نشست کنار قبر و شروع کرد به قران خواندن. چشم هايش را هم بسته بود. مادرم فکر کرد کور است. از کيفش پول دراورد 100 تومان داد بهش. پول را که گرفت نيمه تمام رها کرد و رفت. با چشم دنبالش کردم. رفت چند قبر آن طرف تر. تا نشست کنار قبر ديدم صاحب قبر دست کرد جيبش. همين طور بعدي و بعدي. تنها يک دفعه وقتي خواست بنشيند کنار قبر تمامي صاحبان قبر بلند شدند و رفتند و او هم نيم خيز نکرده بلند شد و رفت. در کمتر از 10 دقيقه 5 بار همين اطراف ما پول ها مي گرفت. دور که شد رفتم دنبالش. ترتيبي دادم که بطور اتفاقي برخورد کنيم. چشم هايش مي گشت دنبال مورد جديد . آهسته نزديک مي شد. آمدم کنارش يواش سلام کردم و پرسيدم کاسبي چطوره؟ بعد بطور ناباورانه اي شروع کرد به حرف زدن :
قران خوان قبرستان: بد نيست. اما ماه رمضان مردم کمتر مي آيند. ديشب بهتر بود. الان روزي بيست تومن ( بيست هزار تومن) در مي ارم اما غير ماه رمضان تا 35 تومن هم در مي ارم.
اقا بخدا وقتي مي رم خونه باز هم فاتحه و قران مي خونم. مي دونيد بعضي ها که پول مي دن مي خوان از شر من راحت شن. من هم براي اينکه راضي باشن باز خونه که رفتم قران مي خونم براي همه شون. آقا مي دوني غذاي مرده اين فاتحه هاست ديگه.
به زنها بهتر مي دن . اون زن رو نکاه کن به اون ديروز ديدم يکي در اورد 4 هزار تومن داد. اما به من کم مي دن. بد هم که مي دن هي قور مي زنند.
من : چه کاره هستي؟ قران خوان قبرستان : بنا هستم من: کجا زنذگي مي کني؟ قران خوان قبرستان : تو فلاح. من : کار پيدا نمي شه براي بنايي؟
قران خوان: چرا پيدا مي شه، بي کار نمي مونم. مي رم سر فلاح وامي ستم مي ايند مي برند مارو. من: چرا اينجا اومدي. منظورم اينه چطوري شد اومدي دنبال اين کار؟ قران خوان قبرستان : من اهل سبزوارم. سربازي تو همين بهشت زهرا نزديک اون مسجده خدمت مي کردم. بعد که سربازي تموم شد اومدم شمع فروشي. بعد هم شروع کردم قران خوني . ما زياد در نمي اريم . ( در اين لحظه چشمش به پسري افتاد که با چوب دستي مشغول گدايي بود) اينو نگاه کن. اين سلطان اينجاست. 70 تومن روزي درمي اره مي ده به مادرش. پاکستانيه . فارسي بلد نيست فقط مي گه سلام. سلطان اينجاست. رفتي سوريه؟
من: نه؟ قران خوان قبرستان : مادرم رفته. ميگه پر از پاکستانيه . حسابي کار مي کنند. اما ما اصلا کار نمي کنيم. کار مفيد من سر کار تنها 3 ساعته. رفته بودم ترکيه از ما بهتر مي پوشند و مي خورند. اما کار مي کنند.
اره مردم به زنها بيشتر مي دند.
من: ازدواج کردي؟
قران خوان قبرستان: نه مجردم.
من: کدام قطعه ها بهتر ه؟ چرا نمي ري قطعه اي که تازه دارند مرده خاک مي کنند؟
قران خوان قبرستان : مي رم بعضي وقت ها. عجب وضعي ها. با کفن آدم رو مي ذارن تو قبرها و همه چيز تمام ميشه. نه اين قطعه يه چيزه ديگه است.
من: چرا؟ چرا اينطوره؟
قران خوان قبرستان : ببين اون قطعه اون وري . کارش با کار همين قطعه شما شروع شده. ببين اولا اينجا خيلي شلوغ تره . هميشه شلوغه. همه شون سرمايه دارن. ببين همه با ماشين مي ايند. بعد وفادار ترند به مردهاشون. اره . هميشه شلوغه.
من: ببين اين زنهايي که خيرات را جمع مي کنند چکارش مي کنند؟
قران خوان قبرستان : مي برند براي بچه هاشون . تو خونه هاشون.
من: اخه خيلي زياده. نمي فروشند.
قران خوان قبرستان : نه نمي فروشند. همين ديروز يه جعبه ذولبيا باميه را يکي داد به يک زنه.
در اين لحظه برادرم صدا کرد و گفتگوي شيرين ما به پايان رسيد. خداحافظي کرديم و از هم موقتا دور شديم تا هفته ديگر.
چند نکته:
1) براي بعضي مشاغل قبرستان معادل مناسبي نداريم مثلا : خيرات جمع کن ها ، انواع قران خوان هاي سر قبر و ... .چه اسامي پيشنهاد مي کنيد ؟
2) اقتصاددانها مي گويند اقتصادي سالم است که رابطه نسبي بين قيمت ها ( به تبع بين درامدها و هزينه ها) باشد. به اين پديده قيمت هاي نسبي (Relative prices) مي گويند. حال نگاه کنيد به حقوق استاد دانشگاه و درامد اين برادر قران خوان!
3) اقتصاد ايران واقعا اقتصاد شکار فرصت ها ست و فرصت ها از اين هم فراوان تر می شود اگر دولت کمي حضور خود را در زندگي اقتصادي مردم و فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي کم کند. حتي احتمال دارد انفجار شغل ها را شاهد باشيم. همين بهشت زهرا را نگاه کنيد و مقايسه کنيد با امور کفن و دفن در کشورهاي اروپايي که در دست بخش خصوصي است. چقدر شغل از قبلِ آن ايجاد مي شود. انواع مرده شورها با انواع عطرها، انواع ماشين ها براي تشيع جنازه، انواع صوت ها و مرثيه ها، انواع نماز گزاران اطو کشيده، گور کن ها، تزيين داخل گورها، تزيين تابوت ها، .... بعد التحریر |
|||||
|
|||||
