گروه هاي حمايتي از مسائل خاص يا supporting group يكي از پديده هاي جديد در جامعه پربيم و نگراني امروز ماست.
اما چرا ما گروه های حمايتی درست نمی کنيم با اينكه مشكلاتمان روز بروز زياد تر مي شود.
جامعه ما جامعه مدرنی شده است و تمامی عوارض و پيامدهای يک جامعه مدرن را دارد از جمله بيماريهای مزمن و اگر هم نداشته باشد بيم و نگراني اش وجود دارد. به نظر من همراه با آن هنوز گروه های حمايتی برای اين بيماريها و مسائل و نگراني ها شکل نگرفته است. يکی از کارهايی که می توان کرد و بايد روز بروز آن را گسترش داد درست کردن گروه های حمايتی است. بايد تنها به دولت متکی نبود. در اين رابطه بايد بگويم که معنای کوچک کردن دولت تنها اين نيست که ما منتظر کنش دولت باشيم تا کارها را به مردم بسارد بلکه معنای ديگرش اين است که ما خودمان دست به کار شويم. در زمينه سلامت و درمان بويژه تشکيل گروه های حمايتی است . خارجی ها به آن support Group می گويند. هر چه اسمش باشد کارش اين است که اولا از مبتلايان به بيماری خاص به وسايل مختلف حمايت کند. مثلا در مورد بيماری ميولومننکوسل myelomeningocele ببينيد چه گروه هايی وجود دارند و چه کار می کنند مثلا در امريکا http://www.sbaa.org اين گروه همه کاری می کند تا از انها حمايت کند. باور كنيئ كه خانواده ها نمي توانند به تنهايي اين مشكلات را تحمل كنند و بايد با سهيم كردن يكديگر در تجربيان و مشكلات شدت آن را تخفيف دهيم. معنای جامعه مدنی چه چيزی غير از اين است؟ لذا راه های رسيدن به جامعه ای دموکراتيک زياد است. اينهم يکی از آنهاست.
ما بايد نسبت به اين مسائل بيش از گذشته حساس باشيم. اما سوال اينجاست كه چرا روز بروز مشكلاتمان بيشتر مي شود اما درجه حساسيت ما چه مردم عادي و چه روشنفكران نسبت به بهداشت و سلامتی و مشكلات خاص مردم کم می شود؟ مگر يکی از علائم مدرنيته بهبود وضع سلامتی و رفاهی نيست؟ مگر اينکه عده ای معتقد باشند در مدرنيته ايرانی به سلامتی طور ديگری نگاه بايد کرد!